ویرگول
ورودثبت نام
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزادهبه نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

داستان «چراغ آشپزخانه»

مهدی، یکی از همکاران علی، همیشه می‌گفت:

«اگه زندگی هیجان نداشته باشه، عشق می‌میره.»

برای همین مدام دنبال تنوع و هیجان بود؛

سفرهای ناگهانی، برنامه‌های عجیب، تصمیم‌های لحظه‌ای.

اما کم‌کم چیزی در خانه‌شان کم شد…

آرامش.

گفت‌وگوهای ساده کمتر شد،

شام‌های دونفره حذف شد،

و هرکس در دنیای خودش فرو رفت.

چند ماه بعد، رابطه‌شان به سردی رسید.

یک شب علی از سر کار برگشت.

چراغ آشپزخانه روشن بود.

همسرش مثل همیشه گفت:

«شام حاضره، اول بیا چای بخوریم.»

اتفاق خاصی نبود.

فقط یک عادت سادهٔ هر شب.

اما همان چند دقیقه

جایی بود که هر روز

دوباره به هم برمی‌گشتند.

علی همان لحظه فهمید:

چیزی که زندگی را نگه می‌دارد

هیجان‌های بزرگ نیست…

بلکه همان کارهای کوچک و تکراری است

که دو نفر را هر روز دوباره کنار هم می‌نشاند.

درس کوتاه

برخلاف تصور رایج، بعضی تکرارها دشمن عشق نیستند؛ ستون‌های نگه‌دارندهٔ آن‌اند.

#زندگی_مشترک #رابطه_سالم #عشق #تعهد #آرامش

اگر این نوع نوشته‌ها برات الهام‌بخشه،

در Threads با من همراه شو:

@mehdimdzh_prism

و برای مطالب کامل‌تر، نسخه‌های صوتی و آرشیو نوشته‌ها در روبیکا:

@mindprism

تعهدرابطهدرس زندگیداستان کوتاهآگاهی
۱۱
۰
مهدی محمدزاده
مهدی محمدزاده
به نام خالق انسانیت و منطق 💚 – مهدی | معلم و ورزشکار – علاقمند به فلسفه و فیزیک – عدالت را با مسئولیت می‌خواهم – آزادی را با ریشه و اخلاق – در مسیر آگاهی و انسان بالغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید