دلم یک خانه قدیمی میخواهد
با حافظ خوانی ؛ آن هم از زبان تو !
دو استکان چای داغ ...
زمستان باشد ؛ در و پنجره ها را ببندم تو بنشینی کنارم و شعرت را بخوانی و من مات نگاهت کنم آنقدر مات که تو بخندی به دیوانگی ام دلم یک زندگی ساده میخواهد ُپُر از لحظات با تو بودن پُر از صدای تو پُر از سکوتِ من و خالی از هر چیز دیگر ... #ملیکا_صفوی