بعضی حرف ها در قالب داستان یا نوشته نمیگنجد از کلیدر بزرگتر از اشعار حافظ سختتر از شاهنامه پر معناترن. اما در گوشه از ذهن همانند کشتی گیر افتاده در بطری بالا و پایین میرود .خود را به در و دیواره ذهن میزند.نتیجهاش فکر و خیال است.
فکر چاره ای باش : چاره چیست؟ باید ساکت در گوشه بنشینیم به التماس ذهنم بیفتیم که تورا به جدت، به آن خدایی که میپرستی،به جان مادرت، ارواح پدرت آرام بگیر .این تلاطم ها طاقت فرسا شده هر لحظه آبی از این تلاطم از چشم ریزش میکند. این آبشار امواج سو چشم ها را باخود به تاراج برده.این جنبش وجوش تمام توان بدنم را بلعیده. خستگی بر روی بدنم رژه میرود.
معنای کلمه سکوت و خاموشی پرواز کرده اند میگویند ما روی هرج ومرج نمیتوانیم بنشینیم.
روز مرگی نداری مگر؟؟این روزها همه چیز در هم پیچ خورده اند، آدم ها.بازار.فضای مجازی.اطلاعات یا حتی تلفن هوشمند که ای بر سازنده اش درود.
دوای دردت چیست ؟ای کاش کسی پیدا میشد، همه این آشفته بازار را در دست بگیرد. با ندایی که گوش همه از آن پر شود بگویید: آرام بگیرید، همانند اردک خوابیده بر روی تخم هایش همانند آرام تر از ذهن متمرکز بودایی.
بعد یکی یکی دلمان را جارو ،ذهنمان را خالی و منظم وجودمان را تهی کند.
زمان ندارد :چه قدر کار دارد؟ به اندازه یک خواب عمیق در کلاس درس بیشتر وقت میبرد؟ یا به اندازه خواب بعد از خستگی وقت میخواهد ؟
خرج دارد :چه مقدار دست مزد میخواهد؟ به اندازه ثواب یک صلوات که آخرتش را میسازد کافیست؟اگر هم کفایت نمیکند دوازده نفر باهم یک نماز جماعت میخوانیم ثوابش را دو دستی تقدیمش میکنیم.
خب همه این ها درست تو چرا اینقدر دست و پا میزنی ؟؟از کیسه خلیفه میبخشی و حکومت بر ذهن تشکیل میدهی؟مگر تو کیستی ؟؟؟
من همانم که دلم برای خنده ای از ته دل تنگ شده