ویرگول
ورودثبت نام
دختࢪ‌ماھ
دختࢪ‌ماھهر تیره شبی را ، سحری است ...
دختࢪ‌ماھ
دختࢪ‌ماھ
خواندن ۳ دقیقه·۱۵ روز پیش

از رابطم چی یاد گرفتم :

امشب یه سوالی به ذهنم زد که مثل بقیه سوالام ازت بپرسم و تو توی هر شرایطی حتی سر باز و شلدغی کارت بازم جوابمو مثل همیشه بدی

خیلی دوست دارم جوابتو بشنوم خیلی ، حس میکنم قراره کلی خوشحال بشم ، مثل اون سوالی که ازت پرسیدم من چه چیزایی ازت می‌خوام و تو خیلی بهتر از خودم جواب دادی ...

جواب دادی ، توجه کردن ، عشق دادن ، محبت کردن ، دروغ نگفتن ، درست و با احترام صحبت کردن توی هر موقعیتی

تو دیگه پارتنرم نیستی ، تو شدی خود خود خود من ، یا حتی بیشتر از خود من ، تو خیلی بیشتر از خودم خودمو می‌شناسی و این خیلی خیلی خوبه

بریم سراغ اینکه من ازت و از این رابطه خوشگلمون چی یاد گرفتم ...

من از خودت قوی بودن رو یاد گرفتم ، من از تو لبخند زدن حتی توی سخت ترین اوضاع زو یاد گرفتم ، من ازت مهربونی کردن بدون قید و شرط رو یاد گرفتم

من ازت خیلیییی چیزا یاد گرفتم ، وقتی تو بغلت بزرگ بشم یاد میگیرم .

اما من از این رابطمون و کنارت بودم مهم ترین و فشنگ ترین چیز روی زمین زو یاد گرفتم .

اونم عشق بود !

چیز مهمی که زندگیم بهش گره خورده ، چون تو اون سمت ماجرایی

من از تو عشق رو یاد گرفتم ، باهاش به قشنگ ترین صورت ممکن هم آشنا شدم ، فهمیدم چقدر می‌تونه واقعا مقدس باشه ... ، چقدر می‌تونه تو اوج اشتباه بودن و خستگی و درد زیبا باشه ، چقدر می‌تونه عمیق باشه ، چقدر بعضی جاهایش می‌تونه شبیه قصه ها و رمان ها باشه .

فهمیدم می‌تونه پستی و بلندی داشته باشه اما حق جا زدن ؟! نههه نداریم .

فهمیدم چقدر رویا پردازی می‌تونه باهات فشنگ باشه

فهمیدم عشق اونقدرا هم که میگقتن زشت نیست ... ترسناک نیست

آره ممکنه غمگین باشه گاهی اوقات اما اصل ماجرا که بودن کنار همه ، نه اصلا غم ندارع ، اصلا پشیمونی نداره ، بلکه هزارررر بار شکر گذاری داره.

من از این رابطه یاد گرفتم که همیشه نباید قوی باشم و میتونم به وقتش و البته همیشه که غم داشتم بهت تکیه کنم.

من از این رابطه فهمیدم که اره میشه یکی رو بیشتر از خودت دوست داشت ، میشه یکی دیگه اول و بیشتر از خودت اولویت باشه بدون اینکه اشتباه باشه

فهمیدم چقدر آدم می‌تونه با فکر کردن به خدایی نکرده ، زبونم لال نبودن یکی ته دلش بترسه و اصلا نخواد فکر کنه .

فهمیدم چقدر یه آدم می‌تونه فشنگ باشه ، چقدر ناناسی باشه ...

فهمیدم که اره میشه بیشتر از کتابا عاشقی کرد

فهمیدم که اره میشه از دلتنگی گریه کرد

فهمیدم که اره میشه از لحظه هارو پرستید

فهمیدم که اره میشه بدون ترس از آینده و گذشته کنار یکی بود

من ازت خیلیییی چیزا یاد گرفتم همه کس و کارم

خیلی چیزا .

هیچی نمیتونم بگم جز اینکه اگه کفر نباشه خیلی می‌پرستمت ، خیلی عاشقتم و خیلی دوست دارم .

نمی‌دونم این حسم رو چجوری توصیف کنم اما خیلی ازت ممنونم عمر من

یکی دیگه اول و بیشتر از خودت اولویت باشه بدون اینکه اشتباه باشه

فهمیدم چقدر آدم می‌تونه با فکر کردن به خدایی نکرده ، زبونم لال نبودن یکی ته دلش بترسه و اصلا نخواد فکر کنه .

فهمیدم چقدر یه آدم می‌تونه فشنگ باشه ، چقدر ناناسی باشه ...

فهمیدم که اره میشه بیشتر از کتابا عاشقی کرد

فهمیدم که اره میشه از دلتنگی گریه کرد

پسرکم :))))!🤍ندگی و تپش قلبم پسرکم :))))!🤍

یادعشققلبعمر
۴
۰
دختࢪ‌ماھ
دختࢪ‌ماھ
هر تیره شبی را ، سحری است ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید