رزمآورِ نور·۱۹ روز پیشیاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد...داره میشه یه سال... شوخیت گرفته؟ من هنوز مثل ماههای اولم. حالا حالاها کار دارم... حالم رو میگم. کار داره تا به حداقل حالت نرمال خودش برگ…
مشترک مورد نظر.·۵ ماه پیشاو!خاطراتم را که مرور میکنم؛نقش تو زیادی پر رنگ است! بین من و تو صمیمیتی بود که نمیتوان توصیف کرد،به یاد آن حیاط طولانی و دراز که در تابستان ز…
رزمآورِ نور·۶ ماه پیشهان! به یاد آر...تو خیابون بیربطترین آدمها هم من رو یاد تو میندازن. تو شهر بیربطترین چیزها هم برام یادآور تواَن. چند ماه گذشته و من هنوز حتی روی پلهی…
Raha Madadi·۶ ماه پیشحقیقت بی انکارچه در من گذشت؟نمیدانم…تنها میدانم از لحظهای که نگاهت را یافتم،جهانم دگرگون شد.پیش از تو، روزها بینام بودندشبها، خاموشتر از سکوتو من…چ…
خاکِسْتَرِ خیالْ کوروش عقیقی·۱ سال پیشبه یاد فراموشی توشاهپور جانپدر عزیزم،هنگامی که این کلمات را مینویسم، در دل و جانم احساسی از سکوتی عمیق و غمگینیای عجیب لانه کرده است. بیآنکه تو در کنارم…
سید شهاب کاظمیان برازجانی·۱ سال پیشبرای پیمانِ خاله که ستون بود!...چقدر در این روزهای شلوغ و پرهیاهو، جای امثال پیمان کنارمان خالی ست.
ولی الله قلی زاده·۱ سال پیشیادِآفتابرفتم وضو سازم، یادم زآب آمدبااضطراب گرفتم ،یادم زتاب آمدگهواره اش خالی، اما تکان دادمدلم براش کباب شد ،یاد زرُباب آمد لحظه ای مات ومبهوت.…