ویرگول
ورودثبت نام
فائزه محمدی
فائزه محمدیبا هرکس که نگات میکرد جنگیدم بجز اونی که تو نگاهش کردی
فائزه محمدی
فائزه محمدی
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

کاغذ و قلم های خسته

کم آوردن قلم

دربرابر درد های انسان ها

موضعی که ما هیچوقت نفهمیدیم ...

نفهمیدیم چرا کیفیت مداد ها اومد پایین کیفیت خودکار ها اومد پایین

نفهمیدیم چرا برای اینکه باید قلممون خوب بکشه باید پول بیشتری بدیم

اما دلیلش یه چیزه

کم آوردن قلم دربرابر درد انسان ها

شاید اگر کسی زیاد نمی‌خرید

شاید اگر کسی حجوم نمی‌برد سمتشون

هنوزم قلم ها جون داشتن

هنوزم با کیفیت بودن

شاید موضوع مسخره ای به نظر شما باشه

اما تمام درد های انسان تو قلم. وکاغذ خلاصه میشه

اگر قلم. وکاغذ نبود

پس کی باید میفهمید درد یه دل شکسته رو؟

کی باید وزن این دردا رویکم به دوش می‌کشید ؟

اگر نبود...

سنگ قبریم نبود...

سنگ همون کاغذه و خراشه های روش قلم...

کاغذ و قلم حتی انسان های رفته رو یادبود نگه میدارن...

کاغذ و قلم حتی افسانه و داستان و رویا هارو به وجود آوردن

کاغذ و قلم شاعر و نویسنده هارو یادبود نگهداشتن ....

اگر میگن بنویس وقتی عصبی ای

وقتی حالت بده

چون کاغذ یار توعه و قلم رفیق تو....

آدم ها میرن

اما تهش همین کاغذ و قلمه که برات میمونن.

کاغذی که حاضره روی تنش زخم بندازی

قلمی که حاضره جونشو بگیری و تمومش کنی...

فقط دیگه حالت بد نباشه رو به آدما ترجیح میدی؟

عشقغمگینشاعرقلمکاغذ
۵
۰
فائزه محمدی
فائزه محمدی
با هرکس که نگات میکرد جنگیدم بجز اونی که تو نگاهش کردی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید