ویرگول
ورودثبت نام
رهرو
رهروهمه‌کارهِ هیچ‌کاره ؛ وکیل، مترجم عربی و محقق بی‌نام و نشان
رهرو
رهرو
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

بگیریم یا ببخشیم؛ چرخه‌ای که از آن غافلیم

آیا آن‌قدر که دنبال دریافت هستیم، بخشندگی هم می‌کنیم؟

این سؤال مدتهاست ذهنم را درگیر کرده.
هر روز از خودم می‌پرسم: امروز چه دریافت کردم؟ چه چیزی به من افزوده شد؟ چه نقشی از خودم به جا گذاشتم؟

انگار ارزشِ ما به «دریافت کردن» است، نه «بخشیدن».

حتی وقتی می‌گوییم «نقشی به یادگار بگذاریم»، باز هم دنبال دریافت حس شکوهمندی یا تأثیرگذاری هستیم.

به ما یاد داده‌اند که دریافت‌کننده‌ی خوبی باشیم.
حتی ایثارگران و بخشندگان اطرافمان – اگر راستش را بخواهید – اغلب برای «حس خوب داشتن» می‌بخشند. برای اینکه مفید باشند، کارراه‌انداز باشند، دیده شوند.

اما اگر با دقت به طبیعت نگاه کنیم، خبری از دریافت‌کنندگیِ یک‌طرفه نیست.
اگر هم باشد، چیزی شبیه یک چرخه است: دریافت و بخشش، نفس‌کشیدن و بازدمیدن.

خورشید به زمین انرژی می‌دهد.
زمین آن انرژی را به شکل‌های گوناگون می‌بخشد.
و این چرخه ادامه دارد. برای همین در طبیعت، همه در صلح و دوستی‌اند.

اما ما آدم‌ها، چون دنبال حداکثر دریافتیم، و بخشش‌هایمان هم (اگر نگوییم همیشه، اکثراً) نمایشی و تصنعی است، همواره در جنگ و آشوبیم.

فکر می‌کنم اگر دست از دریافت حداکثری برداریم و به جای آن، دارایی‌هایمان – چه مادی، چه معنوی – را واقعاً ببخشیم، به صلح پایدار نزدیک‌تر می‌شویم.

آن وقت شاید درک کنیم که چرا خدا فرمود:

لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
«بر» (خیر مطلق، نیکی راستین) را در نخواهيد يافت تا آن گاه كه از آنچه دوست مى‌داريد انفاق كنيد.(آل عمران،آیه 92)

و معنای «بر» را می‌فهمیم؛ جایی که نه نمایش است، نه معامله. فقط نقطه‌ اتصالی است به سوی حقیقت.

پس تا می‌توانیم، واقعاً ببخشیم. نه برای دریافت، نه برای رسیدن به جایگاهی.
فقط به خاطر آن روح الهی که در درونمان جوشش دارد و میل به بخشش.

«دریا را که نمی‌توان پنهان کرد، باید فوران کنیم.»
«دریا را که نمی‌توان پنهان کرد، باید فوران کنیم.»

به قول فروغ فرخزاد:

آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد

دریا را که نمی‌توان پنهان کرد،
باید فوران کنیم.

باید داشته‌هایمان را بیرون بریزیم. نترسیم.
در دریا، همه چیز هست: گاهی لجن و جلبک نصیبت می‌شود، گاهی دُرّ و گوهر.

مهم نیست.
مهم برون‌ریزی است.
وگرنه «گنداب» می‌شود درونمان،
بو می‌گیرد وجودمان،
و زلالیتمان را از دست می‌دهیم.

اما وقتی فوران می‌کنیم، به مرور این جاری شدن،
هم کاسه‌ی درونمان را پربارتر می‌کند،
هم صاف و بی‌آلایش‌تر می‌شویم.

شما چطور؟ در زندگی بیشتر دریافت کرده‌اید یا بخشیده‌اید؟ کدام برایتان سخت‌تر بوده؟


اگر این متن را دوست داشتید، شاید این‌ها هم برایتان جذاب باشد:

همه در زندگی رهگذریم...

راز آرامش؛ یک کلمه بیشتر نیست: «بی‌خودی»

یا می‌سازی یا می‌سوزی...

خودشناسیبخششقرآنفروغ فرخزاد
۵
۰
رهرو
رهرو
همه‌کارهِ هیچ‌کاره ؛ وکیل، مترجم عربی و محقق بی‌نام و نشان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید