ویرگول
ورودثبت نام
راضیه بندگانی
راضیه بندگانی
راضیه بندگانی
راضیه بندگانی
خواندن ۱ دقیقه·۱۵ روز پیش

من

با من از داشته‌هایم سخن بگو؛
از آن لحظاتی که در میانِ گردابِ تیرگی‌ها، توانستم آنچه هستم را حفظ کنم. ثروتِ من، آن وجودی است که با بودنِ من معنا می‌یابد؛ همان حقیقتی که در واپسین دم‌‌وبازدم‌های حیات، در کنارم نفس می‌کشد و در من می‌نگرد.
هرآنچه بودم، هرآنچه کردم و هرآنچه اندیشیدم، تماماً "من" بودم.

با من از لحظاتی بگو که جسارتِ انتخابِ خودم را داشتم، نه نقابی از دیگری را.
می‌خواهم در آن لحظه پایانی عمر، در آن زمان که ثانیه‌ای بعد نخواهم بود، به تسلیم‌نشدن‌هایم در برابر بادهای وسوسه‌انگیزِ زمانه ببالم؛ به تمامِ آن جواب‌های ردی که به پلشتی‌ها گفتم، و حتی به آن حسرت‌هایی که گاه به بهایِ همین رنگ‌عوض‌نکردن‌ها بر دلم نشست!

می‌خواهم هم فردیتِ خویش را زندگی کنم و هم ماهیتِ انسانی‌ام را؛ اما در پایانِ راه، کدام‌یک از این دو، پیش‌تر خواهد رفت؟

با من از شرافتم سخن بگو؛
از لحظاتی که بی‌هیچ هراسی، توانستم خود باشم و برای این وجود، حرمت و هویت قائل شوم. من آینه‌ی تمام‌نمای خویشتنم؛ خود را پذیرفته‌ام و از تحمیلِ خود بر دیگری بیزارم.

با من، تنها از من سخن بگو؛ هیچ نیازی به منِ بیگانه نیست.با من از من سخن بگو.

معنای زندگیفلسفهادبیاتخودشناسیتفکر
۱۱
۲
راضیه بندگانی
راضیه بندگانی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید