
ما یه ساعت دیواری داریم که رسماً عضو خانوادهست… فقط فرقش اینه که هیچوقت مسئولیت اشتباهاتش رو قبول نمیکنه 😌🕰️
اولش خیلی معمولی بود. تیکتاک میکرد، ساعت درست نشون میداد، همه چی اوکی. تا اینکه یه روز تصمیم گرفت شخصیت مستقل پیدا کنه.
از اون روز به بعد، ساعت نه بر اساس زمان، بلکه بر اساس «حال روحی خودش» کار میکنه.
مثلاً یه بار مهمون داشتیم. ساعت یهو جلو افتاد، شد ۱۰ شب در حالی که تازه ۸ بود. مامانم گفت:
«خب دیگه دیره، کمکم استراحت کنیم.»
مهمونا هم رفتن. بعد دیدیم ساعت گوشی هنوز ۸ رو نشون میده.
یعنی ساعت عملاً مهمونا رو محترمانه بیرون کرد 😐😂
یه بار دیگه برعکس شد. صبح مدرسه داشتم، ساعت میگفت ۷:۱۰. منم با آرامش نشستم صبحونه مفصل خوردم، حتی یه قسمت سریال هم دیدم.
آخر سر گوشی رو نگاه کردم… ۸:۰۵.
اون روز فهمیدم ساعت دیواری ما دشمن پیشرفت تحصیلیه.
بدترین اتفاق وقتی بود که بابام خواست ساعتو تعمیر کنه. برداشتش، پشتشو باز کرد، باتری نو گذاشت، با افتخار گفت:
«تمام شد، مثل ساعت کار میکنه.»
دو دقیقه بعد، عقربه ثانیهشمار شروع کرد برعکس چرخیدن.
یعنی نه تنها درست نشد، بلکه تصمیم گرفت برگرده به گذشته 😭😂
از اون موقع اسمشو گذاشتیم «عمو نوستالژی».
چون یا عقب میمونه، یا میخواد برگرده گذشته، یا اصلاً حال نداره جلو بیاد.
جالب اینجاست که مهمونا هنوزم بهش اعتماد میکنن.
یه بار دوستم گفت:
«وای دیر شد باید برم!»
گفتم:
«داداش به اون اعتماد نکن، اون خودش هنوز نمیدونه چند شنبهست.» 🤦♂️
الان دیگه کسی بهش نگاه نمیکنه. بیشتر جنبه دکوری داره.
ولی بعضی وقتا که سکوت میشه، صدای تیکتاکش میاد…
انگار میگه:
«من شاید زمانو اشتباه نشون بدم… ولی هنوز دارم تلاشمو میکنم!» 😌
و راستش… با همه خرابکاریهاش، یه جورایی دوستش داریم.
چون هیچکس تو این خونه به اندازه اون نمیتونه باعث خندهمون بشه 😄
اگه شما جای من بودید با این ساعت دیواری چیکار میکردید؟🤣🤣