ویرگول
ورودثبت نام
رویا سادات حسنی
رویا سادات حسنی📝 اینجا پناه واژه‌هاست؛ پناه امن دلنوشته‌ها، دکلمه‌ها و حرف‌هایی که از دل میان و به دل میشینن.
رویا سادات حسنی
رویا سادات حسنی
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ روز پیش

جنگ گل سرخ | فراگمان قسمت اول

در آستانه جوانی، رویا غرق در آرزوهای رنگارنگش بود؛ روزهایی که قرار بود با قلم نویسنده شود، با نت‌ها موسیقی بسازد و خانه‌ای پر از شور داشته باشد. اما میان یک چشم به هم زدن، صدای موشک جایگزین آرامش خانه شد. حالا او، زیر بمباران بلاتکلیفی، باید بجنگد؛ نه فقط برای زنده ماندن، که برای نفس کشیدنِ رؤیاهایش. در دل ناامیدی، او هنوز می‌نویسد، با صداقتِ زخمیِ واژه‌ها، داستانی از امید می‌سازد که شاید، فقط شاید، روزی خود، آغازِ فردایی باشد که انتظارش را می‌کشید.

جنگاحساسیداستانکقصهداستان کوتاه
۱
۰
رویا سادات حسنی
رویا سادات حسنی
📝 اینجا پناه واژه‌هاست؛ پناه امن دلنوشته‌ها، دکلمه‌ها و حرف‌هایی که از دل میان و به دل میشینن.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید