در سال 1394 یعنی دقیقا همان سالی که توافق برجام شکل گرفت، مقام معظم رهبری جمله بسیار معروفی را به زبان آوردند که بارها و بارها نقل قول شده است:
بعد از اتمام این مذاکرات هسته ای، شنیدم صهیونیست ها در فلسطین اشغالی گفتند فعلا با این مذاکراتی که شد، تا ۲۵ سال از دغدغه ی ایران آسوده ایم؛ بعد از ۲۵ سال فکرش را می کنیم. بنده در جواب عرض می کنم اوّلاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید. ان شاءالله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
و در نیمه فروردین 1402 یعنی دقیقا 6 ماه قبل از عملیات شکوهمند حماس در 7 اکتبر 2023، مقام معظم رهبری مجددا همان جمله قبلی و معروف خود را یادآوری نمودند:
ما گفتیم اینها ۲۵ سال آینده را نخواهند دید، اما خودشان برای نابودی عجله دارند و مدام میگویند فروپاشی نزدیک است و به ۸۰ سالگی نمیرسیم.
بازتاب سخنان رهبر انقلاب درباره نابودی زودهنگام اسرائیل - مشرق نیوز
برخی این جملات رهبری را تعبیر به نوعی هدفگذاری و ماموریت برای جمهوری اسلامی ایران می کردند. به این معنا که گویا ایران قصد دارد تا آن تاریخ مشخص شده از طریق اقداماتی شبیه به عملیات های «وعده صادق» اسرائیل را نابود کند. مشخص است که حتی نامگذاری «وعده صادق» هم برگرفته از همین تعبیر بوده است.
برخی دیگر هم این جملات را نوعی پیش بینی پیامبر گونه و بر مبنای «سنت الهی» تعبیر می کردند. به این معنا که چون اسرائیل یک رژیم غاصب و کودک کش است که بر پایه ظلم و جور بر سرزمین های اشغالی فلسطین حاکم شده، بنابراین چنین رژیم غاصب و ظالمی نمی تواند دوام داشته باشد و قطعا نابود خواهد شد. مصداق حدیث نبوی معروف «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم». (شایان ذکر است اعتبار این حدیث از منظر علوم نقلی و روایی صحیح نیست و هیچ منبع معتبری برای آن وجود ندارد).
لیکن با توجه به سیر وقایع پس از 7 اکتبر، اکنون معنا و مفهوم دیگری از این بیانات رهبری قابل برداشت شده است.
در اینکه یهودیان میلیاردر صاحب قدرت و نفوذ بسیار بالایی در سطح جهانی هستند هیچ تردیدی نیست. این را همه می دانند و تایید می کنند.
ولی نکته ای که معمولا از آن غفلت می شود اختلاف و شکاف و مرز بندی میان یهودیان میلیاردر صاحب قدرت و ثروت و نفوذ است.
لااقل در طول 30 سال گذشته، لابی یهودیان به دو اردوگاه بزرگ تقسیم شده بود:
1- یک گروه یهودیان طرفدار نولیبرالیسم و شکل گیری نوعی حکومت جهانی بودند که از مرزهای سیاسی عبور کرده و ماهیت فراملیتی داشته باشد.
2- گروه دوم شامل یهودیان طرفدار اسرائیل و پایبند به آرمان صهیونیسم بودند.
هر دو گروه چهره های شاخص و روابط و شبکه مافیایی گسترده خود را داشته و هر دو به صورت فعال برنامه های خود را پیش می برده اند.
یکی از شاخص ترین چهره های گروه اول جورج سوروس میلیاردر یهودی لهستانی است که سرمایه گذاری ها و شرط بندی های هنگفتی روی پروژه نولیبرالیسم انجام داده است. از جمله تشکیلات سازمان های غیر دولتی NGO ها که با شعار ترویج دموکراسی و در واقع با هدف کمرنگ کردن حاکمیت دولت های ملی با حمایت های مالی گسترده آقای جورج سوروس فعالیت می کردند. یا انقلاب های رنگی در سراسر جهان که از طریق همین تشکیلات سازمان های NGO سازماندهی می شده اند.
تضاد لابی صهیونیستی و هواداران اسرائیل با جورج سوروس مطلب پنهانی نیست و یک جستجوی ساده در اینترنت حجم انبوهی مطالب در توصیف این تضاد را نشان می دهد. لیکن تا مقطع پیش از 7 اکتبر، نوعی همزیستی و تساهل و تسامح میان دو گروه فوق الذکر شکل گرفته بود که شامل جورج سوروس هم می شد.
From a Jewish and Israeli point of view, there are two main issues to look at when analyzing the activities of American Jewish billionaire George Soros. The first are his damaging statements and actions against Jews and Israel, and the second are antisemitic attacks on Soros himself. For Jews, the problems that arise around these issues require fine tuning of their reactions to Soros’s statements and actions.
ترجمه:
از دیدگاه یهودیان و اسرائیلیها، هنگام تحلیل فعالیتهای جورج سوروس، میلیاردر یهودی-آمریکایی، دو مسئلهٔ اصلی وجود دارد. نخست، اظهارات و اقداماتی است که او علیه یهودیان و اسرائیل انجام داده و زیانبار تلقی میشود؛ و دوم، حملات یهودستیزانهای است که خودِ سوروس هدف آنها قرار گرفته است. برای یهودیان، چالشهایی که در این دو حوزه پدید میآید، نیازمند تنظیم دقیق واکنشها نسبت به گفتهها و اقدامات سوروس است.
واضح است که ماهیت دعوا از نوع دعواهای خانوادگی است. یعنی طوری نیست که به راحتی دیدگاه مخالف را همردیف شیاطین دانسته و از ریشه بسوزانندش!
What does concern Jews, however, is that Soros spreads lies about antisemitism. At a rare meeting in a Jewish environment, Soros spoke before the Jewish Funders Network Conference in New York in 2003. He was asked about antisemitism in Europe and said, “There is a resurgence of antisemitism in Europe. The policies of the Bush administration and the Sharon administration contribute to that… It’s not specifically antisemitism, but it does manifest itself in antisemitism as well. I’m critical of those policies…” He blamed the “resurgence of antisemitism in Europe” on Israel and insisted that “If we change that direction, then antisemitism will also diminish.”
ترجمه:
آنچه یهودیان را نگران میکند، این است که سوروس درباره یهودستیزی، مطالب نادرست منتشر میکند. او در یکی از معدود نشستهایی که در محیطی یهودی برگزار شد، در کنفرانس شبکه سرمایهگذاران یهودی در نیویورک در سال ۲۰۰۳ سخنرانی کرد. وقتی از او درباره یهودستیزی در اروپا پرسیدند، گفت: ‘در اروپا نوعی بازخیزش یهودستیزی وجود دارد. سیاستهای دولت بوش و دولت شارون به آن دامن میزنند… این موضوع مشخصاً یهودستیزی نیست، اما خود را در قالب یهودستیزی نیز نشان میدهد. من منتقد آن سیاستها هستم…’ او «بازخیزش یهودستیزی در اروپا» را به اسرائیل نسبت داد و تأکید کرد که ‘اگر جهتگیری را تغییر دهیم، یهودستیزی نیز کاهش خواهد یافت.
مشخص است که جورج سوروس از همان روایت های کلان مورد استفاده توسط صهیونیست ها برای توجیه روایت خود و ارزش های نولیبرالیسم استفاده می کرده. و همین مطلب حاکی از اشتراکات عمیق در منشاء این دو جریان متضاد است.
لیکن در تمام سال های گذشته که ایالات متحده آمریکا مشغول گسترش دموکراسی در جهان بود، هر کس اندک بهره ای از عقل برده بود این موضوع را به وضوح می فهمید که تضادی آشکار میان موجودیت رژیم صهیونیستی و شعارهای حقوق بشری و دموکراسی دوستانه آمریکا وجود دارد.
و این تضاد تنها در ذهن ما نبود. بلکه حتی میان خود یهودیان هم در این خصوص شکاف و اختلاف وجود داشت. یک دسته مانند جورج سوروس اولویت را به پروژه نولیبرالیسم و جهان تک قطبی می دادند. و دسته دیگر اولویت خود را بر موجودیت اسرائیل به عنوان یک دولت ملی یهودی قرار داده بودند.
پس از واقعه 7 اکتبر، تضاد میان این دو گروه از یهودیان به مرحله جدیدی رسید.
The Hungarian-born Soros, now 94, long has harbored hostility toward the nation-state as an institution. He has a deep suspicion of patriotism – that is, the instinctive defense of one’s own country. The antidote, he believes, is a world in which national, ethnic, linguistic and historic identities dissolve into a prejudice-free condition of peace, democracy and open borders. That the opposite of such things usually happens with attempts at this idealized condition does not faze him or the many beneficiaries of OSF. His aversion to the idea that nation-states have unique interests extends to the Jewish state of Israel. While opposing anti-Semitism, Soros rejects suggestions that Israel is a haven from it. Though nominally Jewish, he is quick to accuse that country of a multitude of injustices, even as he is reluctant to criticize its regional enemies.
Soros Bankrolls Anti-Israel Groups - National Legal And Policy Center
ترجمه:
سوروس که در مجارستان به دنیا آمده و اکنون ۹۴ سال دارد، مدتهاست نسبت به مفهوم دولت–ملت بهعنوان یک نهاد، دیدگاهی خصمانه دارد. او به میهندوستی – یعنی دفاع غریزی از کشور خود – عمیقاً بدبین است. به باور او، راهحل این است که جهان بهسوی وضعیتی حرکت کند که در آن هویتهای ملی، قومی، زبانی و تاریخی در شرایطی عاری از تعصب، همراه با صلح، دموکراسی و مرزهای باز، حل شوند. اینکه تلاش برای رسیدن به چنین وضعیت آرمانی معمولاً نتیجهای کاملاً برعکس به بار میآورد، نه او را نگران میکند و نه بسیاری از دریافتکنندگان حمایتهای مالی بنیاد OSF را.
گرایش او به نفی این ایده که دولت–ملتها منافع ویژه و منحصربهفرد دارند، شامل دولت یهودی اسرائیل نیز میشود. سوروس در حالی که با یهودستیزی مخالفت میکند، این دیدگاه را که اسرائیل پناهگاهی در برابر آن است رد میکند. او با وجود یهودی بودنِ اسمی، بهسرعت اسرائیل را به انواع بیعدالتیها متهم میکند، در حالی که در نقد دشمنان منطقهای آن کشور بسیار محتاط و کمحرف است.
آنچه در توصیف دیدگاه جورج سوروس گفته شده دقیقا تعریف نولیبرالیسم است.
ممکن است برای خوانندگان فارسی زبان کمی عجیب باشد که نظرگاه جورج سوروس انطباق خیره کننده ای با مواضع رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران دارد. در حالی که جورج سوروس یکی از چهره های شیطانی معروف در گفتمان سوپر انقلابیون ایرانی است!
George Soros often puts his thoughts in writing. According to emails hacked in 2016, he emphasized that a prime objective of the Open Society Foundations is “challenging Israel’s racist and anti-democratic policies.” He also has expressed the view that Hamas must be included in peace negotiations with Israel. “Neither Hamas nor Hezbollah can be treated merely as targets in the war on terror because both have deep roots in their societies,” Soros years earlier wrote in an editorial. “AIPAC [American Israel Public Affairs Committee] must bear its share of responsibility for aiding and abetting policies such as Israel’s heavy-handed response to Hezbollah last summer and its insistence on treating Hamas only as a terrorist organization.”
ترجمه:
«جورج سوروس اغلب دیدگاههای خود را مکتوب بیان میکند. بر اساس ایمیلهایی که در سال ۲۰۱۶ هک شدند، او تأکید کرده بود که یکی از اهداف اصلی بنیاد Open Society Foundations این است که «سیاستهای نژادپرستانه و ضددموکراتیک اسرائیل را به چالش بکشد.» او همچنین این نظر را مطرح کرده که باید حماس را در مذاکرات صلح با اسرائیل وارد کرد. سوروس سالها پیش در یک سرمقاله نوشته بود: «نه حماس و نه حزبالله را نمیتوان صرفاً اهدافی در جنگ علیه ترور دانست، زیرا هر دو در جوامع خود ریشههای عمیقی دارند.» او افزود: «آیپک (کمیته امور عمومی آمریکا–اسرائیل) باید سهم خود را در مسئولیتِ کمک و همراهی با سیاستهایی مانند واکنش سختگیرانهٔ اسرائیل به حزبالله در تابستان گذشته و اصرار آن بر اینکه حماس فقط یک سازمان تروریستی است، بپذیرد.»
مطلب وقتی جدی تر می شود که توجه داشته باشیم این دیدگاه جورج سوروس محدود به حرف و لاف زدن هم نبوده، بلکه در عمل این یهودی میلیاردر و حامی همیشگی انقلاب های رنگی و رنگین کمانی، حمایت های وسیع مالی از حماس و جنبش های طرفدار فلسطینیان کرده است.
Soros, who became a multibillionaire via his hedge fund, uses philanthropy to advance such convictions. An investigation by the New York Post published on October 28, 2023, three weeks after the Hamas atrocity, revealed that since 2016 the Open Society Foundations had routed more than $15 million to organizations involved in the latest round of pro-Palestinian demonstrations. Many of the groups, such as the Adalah Justice Project, the Al Mezan Center for Human Rights, and the Arab-American Association of New York, represent Arab and/or Muslim causes. Others are generic Leftist groups who see Palestinian Arabs as part of a larger war for social justice. Yet seemingly inexplicably, some recipients are explicitly Jewish. Three stand out: IfNotNow, Jewish Voice for Peace, and J Street.
ترجمه:
«سوروس، که از طریق صندوق پوشش ریسک خود به یک مولتی میلیاردر تبدیل شد، از فعالیتهای خیریه برای پیشبرد چنین باورهایی استفاده میکند. یک تحقیق که توسط نیویورک پست در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۳ ــ سه هفته پس از جنایت حماس ــ منتشر شد، نشان داد که از سال ۲۰۱۶، بنیادهای جامعهٔ باز بیش از ۱۵ میلیون دلار به سازمانهایی منتقل کردهاند که در آخرین موج تظاهرات طرفدار فلسطین نقش داشتهاند. بسیاری از این گروهها، مانند پروژه عدالت Adalah، مرکز حقوق بشر المیزان، و انجمن عرب–آمریکایی نیویورک، نمایندهٔ مسائل عربی و/یا اسلامی هستند. برخی دیگر گروههای چپگرای عمومیاند که فلسطینیان را بخشی از یک مبارزهٔ بزرگتر برای عدالت اجتماعی میبینند. اما بهطرزی ظاهراً غیرقابل توضیح، برخی از دریافتکنندگان کمکها آشکارا یهودی هستند. سه گروه برجستهاند: IfNotNow، صدای یهودی برای صلح، و جیاستریت.
این شکاف نه تنها میان یهودیان میلیاردر در سطح جهانی، بلکه حتی درون خود اسرائیل هم وجود داشته و بخشی از جامعه مدنی و نخبگان سیاسی اسرائیلی به سمت حل شدن در نظم نولیبرال جهانی گرایش داشته اند و اینها از حمایت های مالی افراد همسو با خود و منجمله جورج سوروس هم برخوردار بوده اند.
و البته در سوی دیگر طیف، یهودیانی بوده اند که دولت ملی اسرائیل را بالاترین اولویت دانسته و پروژه نولیبرالیسم را تنها تا جایی که منافع اسرائیل را به خطر نیاندازد می پذیرفتند.
از جمله یهودیان میلیاردر قدرتمند و معروف در این طیف، شلدون ادلسون صاحب معروف زنجیره کازینوها و هتل های بزرگ در لاس وگاس و دیگر نقاط جهان، و صاحب نشریه لاس وگاس ریویو جورنال، و نشریه اسرائیل هایوم، و بزرگترین حامی و دوست بنیامین نتانیاهو بود. شلدون ادلسون همچنین بزرگترین حامی دونالد ترامپ در انتخابات 2016 و دور اول ریاست جمهوری ترامپ بود.
شلدون ادلسون همان کسی است که در سال 2013، یعنی دوره اوباما و یک سال پیش از برجام، در دفاع از اسرائیل پیشنهاد شلیک یک موشک هسته ای از آمریکا به سمت ایران را داده بود.
“You pick up your cell phone and you call somewhere in Nebraska and you say, ‘OK let it go.’ So there’s an atomic weapon, goes over, ballistic missiles, the middle of the desert, that doesn’t hurt a soul. Maybe a couple of rattlesnakes, and scorpions, or whatever. And then you say, ‘See! The next one is in the middle of Tehran.'” – Billionaire GOP money man Sheldon Adelson, explaining his diplomacy strategy for Iran to Yeshiva University students.
ترجمه:
شلدون ادلسون، میلیاردر و از حامیان مالی حزب جمهوریخواه، در توضیح استراتژی دیپلماسیاش درباره ایران برای دانشجویان دانشگاه یشیوا چنین گفت:
‘شما گوشی موبایلتان را برمیدارید و به جایی در نبراسکا زنگ میزنید و میگویید: «خب، شلیک کنید.» بعد یک سلاح اتمی پرتاب میشود، موشک بالستیک، وسط بیابان، بدون اینکه حتی یک نفر آسیب ببیند. شاید فقط چند مار زنگی یا عقرب یا هرچه. و بعد میگویید: «دیدید؟ بعدی وسط تهران است.»’
البته بر خلاف پیشنهاد شلدون ادلسون، دولت اوباما یک سال بعد با ایران وارد توافق برجام گردید. و همان زمان آیت الله خامنه ای آن جمله معروف را به زبان آورد که «اسرائیل 25 سال آینده را نخواهد دید».
ارتباطات و پیوندهای دولت حسن روحانی با مافیای پروژه نولیبرالیسم، در کنار حرکت یکنواخت نظام جمهوری اسلامی به سمت پذیرش ارزش های کلیدی نولیبرالیسم اعم از فمینیسم، کاهش فرزند آوری، پذیرش و عادی سازی و حتی ترویج همجنسبازی و تغییر جنسیت، و تسهیل و تشویق مهاجرت نیروی کار و سرمایه به سمت کشورهای غربی، همگی حکایت از شکل گیری یک توافق در سطوح کلان نظام جمهوری اسلامی با مافیای نولیبرالیسم می کند.
لذا بیان آن جمله توسط رهبر معظم انقلاب نه یک ماموریت خودساخته بود و نه یک پیش گویی پیغمبر گونه.
آن جمله معروف رهبری در واقع بیان موضع نظام جمهوری اسلامی در اختلاف درونی میان یهودیان میلیاردر و نخبگان جهانی بود. به این معنا که نظام جمهوری اسلامی روی پیروزی نولیبرالیسم و عبور نظم جهانی از موجودیت اسرائیل شرط بندی کرده بوده است.
یعنی در واقع منشاء صدور این جمله از درون ذهن و تخیل رهبری انقلاب نبوده. بلکه وعده ای بوده که از سوی نخبگان نولیبرالیسم جهانی به ایران و نظام جمهوری اسلامی داده شده بود. که اگر شما در کنار نخبگان نولیبرالیسم جهانی، منجمله جورج سوروس و اوباما و حزب دموکرات آمریکا قرار بگیرید، ما هم این وعده را به شما می دهیم که اسرائیل بر اساس برنامه های بلند مدت ما باید از بین برود و هشتاد سالگی خود را نخواهد دید.
از منظر مقام معظم رهبری در سال 1402 نشانه های تحقق آن «وعده صادق» بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده بود. و به همین دلیل دقیقا 6 ماه قبل از عملیات 7 اکتبر، مجددا رهبری همان شرط بندی قبلی خود را یاد آوری کردند. (و به همین دلیل همزمان با عملیات «وعده صادق» و موشکباران اسرائیل، عملیات سقوط رئیسی و روی کار آمدن یک دولت همسو با نولیبرالیسم جهانی و حزب دموکرات آمریکا هم فراهم شد).
و جالب تر اینکه تنها 4 روز قبل از 7 اکتبر، رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی در بیانات خود کشورهای عربی منطقه را انذار داده و فرمودند:
نظر قطعی جمهوری اسلامی این است که دولتهایی که قمار عادیسازی با رژیم صهیونیستی را برای خودشان سرمشق کار قرار میدهند ضرر خواهند کرد، باخت منتظر اینهاست؛ دارند اشتباه میکنند. به قول اروپاییها روی اسب بازنده شرطبندی میکنند.
لیکن متاسفانه (و بیشتر خوشبختانه) اسب نولیبرالیسم در مسابقه بازنده شد و اسب ملی گرایی برنده شد.
و صهیونیست های حاکم بر فلسطین اشغالی هم به سرعت برق و باد خود را از اسب نولیبرالیسم به روی اسب ملی گرایی پرتاب کردند و ورق برگشت!
از غزه تا ونزوئلا - از هنیه تا مادورو - ویرگول
چه کسی تیر خلاص را بر نولیبرالیسم زد؟! - ویرگول
آسیب شناسی شکست سنگین رهبری - ویرگول
برای شناخت دقیق ماهیت نولیبرالیسم و بحران درونی آن، رجوع کنید به این مطلب: