ویرگول
ورودثبت نام
Sepideh Bayat
Sepideh Bayatنگاهی متفاوت به دنیای کوتاهی مو در کنار سپیده بیات✂️
Sepideh Bayat
Sepideh Bayat
خواندن ۲ دقیقه·۵ روز پیش

از ترس تا قلم‌موی جادویی ✨

دوباره سلام 🤗

باز اومد با یه موضوع جدید درباره هیرکاتو ، ترسامو ،رهاییُ و در نهایت حرفه‌ای شدنم.😎✂️

اگه خاطرتون باشه قبلا از «آیین رهایی» گفتم؛ از اینکه کوتاهی مو چطور می‌تونه سنگینی خاطره‌ها رو از دوش آدم برداره.

https://vrgl.ir/C3QIA

اما امروز می‌خوام ببرمتون به سال‌ها پیش ، روزای اوایل کارم ؛ به روزی که خودم دمِ یه رهایی بزرگ بودم، اما از ترس بندبند وجودم می‌لرزید. 😅 میخوام از اولین باری که یه مشتری خیلی قاطع روبه‌روم نشست و گفت: «می‌خوام مدل پیکسی بزنم… اونم با ماشین!» بگم براتون.

انگار دنیا برای چند لحظه وایساد. پیکسی خودش به اندازه‌ی کافی چالش بزرگیه، اما وقتی پای «کلیپر» وسط باشه دیگه واقعا جای هیچ خطایی نیست. یه لرزش کوچیک دست…و تموم! 😬. مشتریم یه خانم سی‌وچند ساله بود با یه نگاه خیلی مصمم؛ از اون نگاه‌ها که می‌فهمی دیگه هیچ راه برگشتی نیست.

راستش رو بخواین، اون لحظه اصلا شبیه اون هیرکات‌آرتیست بااعتمادبه‌نفسی که امروز می‌بینین نبودم. عرق سرد روی تنم نشسته بود و سردی نوک انگشتامو حس می‌کردم.🥶

هر کاری کردم نظرش رو عوض کنم: «مطمئنی؟ آخه ممکنه خیلی کوتاه بشه… بیا یه مدل دیگه رو امتحان کنیم…» اما فقط یه جمله میگفت:«می‌خوام خیلی تغییر کنم…!» ✨

وقتی کلیپر رو روشن کردم، لرزش دستم با لرزش ماشین قاطی شده بود ؛ صدای ماشین بنظرم مثل غرش بلند و وحشتناک میومد. حس میکردم آینه ها هزار برابر شدن و از هر طرف ده‌ها جفت چشم دارن منو نگاه می‌کنن. سنگینی نگاه همکارامو روی شونه‌هام حس می‌کردم؛ انگار همه منتظر بودن ببینن من چیزی بارم هست یا نه. 👀

شاید باورتون نشه اما نفسم تو سینه حبس می‌شد ؛ انگار داشتم روی لبه‌ی تیغ راه می‌رفتم. زمان کش می‌اومد؛ ثانیه‌ها تبدیل شده بودن به ساعت. 😮‍💨

فشار روانی کار اون‌قدر زیاد بود که حس می‌کردم اکسیژن سالن تموم شده! بالاخره کار تموم شد. مشتری با لبخند به آینه نگاه کرد و گفت:

«سپیده جون چه کردی ،عالیه! همونی شد که می‌خواستم.» 😍

اون راضی و خوشحال رفت… اما من؟

من تا ساعت‌ها قلبم تند می‌زد. با اینکه اون راضی بود؛ اما تو ذهنم با خودم کلنجار می‌رفتم و اصلا به راضیت مشتری فکر نمیکردم . چون می‌دونستم اون «کمال گرایی» که تو ذهنم داشتم هنوز یه فاصله‌ای با واقعیت داره. 🤔

و اما امروز….

امروز وقتی ماشین رو دستم می‌گیرم، دیگه خبری از اون عرق سرد و لرزش دست نیست. حالا ماشین برای من مثل یه قلم‌موی جادوییه که روی بومِ موهای شما می‌رقصه. ✂️✨ پیکسی زدن با ماشین دیگه یه «چالش ترسناک» نیست؛ یه «لذت خالصه». 😌

حالا دلم می‌خواد به تویی که شاید سال‌هاست پشت یه دیوار از موهای بلند قایم شدی بگم:

«نترس!» 🤍

کوتاهی پیکسی اونم با ماشین کلیپر یعنی نهایت شجاعت؛ یعنی رها شدن از کلی قید و بند. اگر دلت یه تغییر اساسی و یه استایل جسورانه می‌خواد، من اینجام؛ با دست‌هایی که دیگه نمی‌لرزن و تجربه‌ای که از دل همون روزهای سخت بیرون اومده. 💇‍♀️✨

تا حالا به این فکر کردی که با یه پیکسی جذاب، چهره جدیدت رو کشف کنی؟ یا هنوز مثل نسخه قدیمی من از صدای ماشین می‌ترسی؟ 😅

برام بنویس بزرگ‌ترین ترست برای کوتاهی مو چیه؟ 👇💬

#ماشین#کلیپر#هیرکات#رهایی#ترس#پیکسی#کوتاهی#مو

#زنانگی#جسارت#سپیده_بیات

فشار روانیکمال گراییماشینترسرهایی
۱
۰
Sepideh Bayat
Sepideh Bayat
نگاهی متفاوت به دنیای کوتاهی مو در کنار سپیده بیات✂️
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید