ویرگول
ورودثبت نام
Arezoo
Arezooداستانام خیلی کوتاهن، ولی خب بعضی وقتا یه عالمه فکر توشونه…
Arezoo
Arezoo
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

تراپیست


میگه میخوام تراپیستت باشم...
اما خب، آیا تراپیست زخم رو باز نمیکنه تا درمانش کنه؟
عامل رنجش تو می تونه درمانگرت باشه؟
همون اول یه کلاف سرگردون رو گرفتیم و رفتیم جلو.
رسیدیم به گره های کوچیک... هر گره یه خاطره بود، یه خراش، یه خش، و هر چی جلوتر رفتیم، انگار بعضی گره ها زخم هایی بودن که هیچوقت باز نمی شدن...
هردومون سکوت کردیم..
ناامید از ادامه بحث بی فایده.
ما هر دو غمگینیم، هر دو رنجیدیم، هر دو ترسیدیم.
شاید هیچ درمانگری واقعاً نتونه گره‌ها رو باز کنه؛ تنها کاری که می‌تونن بکنن، کم کردن درد گره‌هاست. آیا این برات کافیه؟
تو با این درمانگر زخم خورده ی پشیمون چیکار میکنی؟ ادامه میدی؟
آیا ادامه دادنش ارزش زخم های تازه رو داره؟

تراپیستمشاورروان درمانگردلنوشتهعشق
۲۱
۹
Arezoo
Arezoo
داستانام خیلی کوتاهن، ولی خب بعضی وقتا یه عالمه فکر توشونه…
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید