ویرگول
ورودثبت نام
Arezoo
Arezooداستانام خیلی کوتاهن، ولی خب بعضی وقتا یه عالمه فکر توشونه…
Arezoo
Arezoo
خواندن ۲ دقیقه·۳ ماه پیش

نامه

چیزی که بعد از رفتنش در من جا موند

سلام عزیزم،
امیدوارم حالت خوب باشه.
این روزها یه دل‌دل عجیبی دارم… شاید وقتشه بالاخره یه چیزایی رو بهت بگم.
یادته اون روزها رو؟ ظهر که از مدرسه برمی‌گشتی، همون لحظه لباس‌هاتو عوض می‌کردی و می‌دویدی تا حیاط خونه‌ی ما.
مهم نبود هوا بارونی بود یا آفتابی، قرارمون هیچ‌وقت فراموش نمی شد.
من زودتر از تو بین شاخه‌های درخت توت می‌نشستم و با صدای بلند آواز می‌خوندم.
تو می‌رسیدی، و صدای خنده‌مون می‌رفت تا دل جنگل.
یه‌بار هم، وقتی سیب توی دستت بود و منو روی تاب هل می‌دادی، پرسیدم:
«فکر می‌کنی بزرگ بشیم چی می‌شیم؟ بازم همدیگه رو می‌بینیم؟ دنیا قشنگ می‌مونه یا سخت می‌شه؟»
و تو جواب دادی، انگار از آینده اومده بودی تا توی گذشته بمونی، فقط برای اینکه من بتونم دووم بیارم.
تو به من ایمان داشتی، وقتی خودم نداشتم.
می‌گفتی وقتی بزرگ بشیم، شجاع‌تر می‌شیم.
ولی حالا… دلم همون نادونی و بی‌خیالی قدیم رو می‌خواد.
وقتی پنجره‌ها باز بودن و دلم شیشه‌ای بود و کسی فکر نمی‌کرد می‌تونه بشکنه.
امشب، با تمام فروتنی، به نصیحتت احتیاج دارم.
قبل از اینکه ترس رو بشناسی، قلبت چجوری می‌تپید؟
میشه یه بار دیگه صدای نرم اون ضربان رو بشنوم؟
یادم بیاد دویدن چه حسی داشت…
نه از ترس، از شوق دیدن کسی که دوستش داری؟
اون وقتا مثل گرسنه‌ای بودم که بوی نون تازه رو بین دست‌هات دنبال می‌کرد.
ولی حالا که سفره‌ای جلوم پهنه، ذهنم فقط کمبودها رو یادشه.
بین افراط و تفریط گم شدم — خوشبختی رو همیشه یا در همه‌چیز دیدم، یا در هیچی.
تازه با کسی آشنا شدم… شاید ازش خوشم بیاد.
اما اگه معنی‌ش این باشه که باید تیکه‌ای از خودم رو جا بذارم چی؟
من هنوز آمادگی ندارم از این خلوتی که بعد از تو ساختم دل بکنم.
تو نبودی، و من یاد گرفتم با خودم کامل شم —
حالا کنار گذاشتنِ بخشی از این کمال، یه جور از خودگذشتنِ سهمگینه.
بعد از تو زره پوشیدم، سنگین ولی امن.
حالا چطور دست‌هامو خالی کنم؟
چطور به جای دفاع، دوباره در آغوشِ کسی شجاع بشم؟
من هنوزم همونم؛ فقط کمی پیرتر، کمی خسته‌تر.
همون دختری که رو شاخه‌ی توت، با گنجشک‌ها آواز می‌خوند.
و حالا هر وقت صدای پایی می‌شنوم،
فکر می‌کنم تویی…
که از جاده‌های دور برمی‌گردی.
نه از آن سرِ دنیا —
که از دلِ خاطره.

سه فصل عشقعشقگذشتهتنهاییفقدان
۴۱
۱۶
Arezoo
Arezoo
داستانام خیلی کوتاهن، ولی خب بعضی وقتا یه عالمه فکر توشونه…
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید