
اولین جمله که اینجا برای انتشار پست جدید نوشته «هرچی دوست داری بنویس...» شدیداً برای من غریبهست چون نوبت به نوشتن که میرسه واقعیترین میشم و این منو شدیداً میترسونه.
به نوشته احساس یه اتاق شیشهای رو دارم؛ همه چیز توش پیداست!
احساس میکنم وقتی مینویسم عمیقترین لایههای درونیام که حتی با دهان گشودن نمایان نمیشه، آشکار میشه.
همیشه با دیدن چنلهای دیلی دوستانم در تلگرام و اینکه چقدر راحت ابراز خشم، شادی، ناراحتی،.. میکنند متعجب میشم و تا حدی به آنها غبطه میخورم و چنین سبک زندگیای اصلا برام تعریف نشده!
من حتی همیشه وحشت این رو دارم که مبادا روزی روزگاری دست نوشتههایم به دست دیگریای بیفته.
و حالا به این امید که شاید در یک محیط غریبه بتونم راحتتر بنویسم سر از اینجا در آوردهام که پیش از این حتی اسمش رو نشنیده بودم و چیزی از کارکردش نمیدونم.
چون تراپیستم بیش از این فرصت شنیدن نوشتههام رو نداره..
حتی همین لحظه هم که مینویسم حقیقتاً احساس راحتی ندارم و همش درگیر اینم که عامیانه؟ ادبی؟ ویرگول یا نقطه ویرگول؟
و یا نکنه از مدل نوشتنم دوستانم شناساییام بکنن!
مضحک اما دردناکه (: