نمیدونم تاحالا توی زندگی خودتون احساس غریبی کردید یا نه ولی من توی زندگیم و در وجود خودم احساس غریبی میکنم. تا همین امشب فکر میکردم حتی اگر بین آدمهای غریبه هم اضافه باشم بین دوستهای خودم نیستم، امشب برای سرگرمی یه لینک ساختم که شامل ده تا سوال میشد و مربوط به علایق من میشد، آره خب برای سرگرمی بود ولی مثلا درصد شناخت دوست صمیمیم از من ۲۰ درصد بود. نمیخوام آدم لوسی باشم و مسئله رو بزرگ کنم اما نمیدونم چطور توضیح بدم، احساس میکنم(من) واقعا گناه دارم .

من مطمئنم که تمام دوستام رو میشناسم حتی اونایی که باهاشون صمیمی نیستم، راستش این قضیه اونقدرا هم بزرگ نیست تا وقتی که مثل من هیچ وقت حتی به دونه دوست صمیمی واقعی هم نداشته باشی ولی تمام عشقت رو به دوستات بدی، نمیدونم شاید برام سخته چون حتی دوستام توی گوشی من با اسم و لقب های مختلف سیون ولی من تو گوشی همه فقط یه ( غزلِ) خالیام.
مسئله واقعا بزرگ نیست ولی من آدم اهمیت دادن به جزئیاتم، منم که شبها به خاطر این غریبی و تنهایی گریه میکنم.به نظرم خیلی سخته که دور آدم شلوغ باشه و احساس تنهایی کنه.
نمیدونم ولی ارتباط هام خیلی یک طرفه هست.
هرکسی که این متن رو میخونه میخوام بهش بگم من خیلی تلاش کردم برای تمامی روابطم چه دوستانه چه عاطفی که همیشه طرف مقابلم رو سرشار از عشق و محبت کنم و الان خودم باختم، بچه ها من جدی تلاش کردم:) شاید وقتشه که دست بکشم...و
(پ.ن: چون آهنگ با کلمات متن مرتبط هست میزارمش)
