ویرگول
ورودثبت نام
Queen Viana
Queen Vianaمن تشنه‌ی حرکتم؛ و روزگار، قاب عکسی‌ست سیراب از سکون.
Queen Viana
Queen Viana
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

«مالیخولیای عزیز، سلام.»

دگربار قلبم را

به روی تخته‌ی قصابی

سلاخی کرده‌ام

تا برای سیاهچال گرسنه‌ی تو

قربانیِ تازه بیاورم

تو بر گوشتِ عریانم نمک می‌پاشی

به سیخ می‌کشی‌ام

و من خود را

در هجوم وحشیانه‌ی دندان‌هایت

به تماشا می‌نشینم؛

و از حرارت چشمانت پیداست

که سرخ‌ترین تکه‌هایم

لذیذترین‌اند

باید سر برآورم از کرنش

و تو را، ای خدایگانِ دروغین

در هم شکنم؛

اما دریغ!

که تزویری چنین ماهرانه را

نیاموخته‌ام از تو هنوز

و با اشاره‌ای

باز هم جامت را پر می‌کنم

از صمغِ رگانِ هرس‌شده‌ام..!

Set me free.
Set me free.

پ.ن: عذرخواهم که این‌قدر خشونت‌بار بود؛ چرا که دیوانه، برای دیوانگی نوشت.‌ (OCD) 🌱🙃

۲۸ بهمن ۱۴۰۴

ocdوسواس فکریشعر سپیددیوانگیروانشناسی
۱۰
۶
Queen Viana
Queen Viana
من تشنه‌ی حرکتم؛ و روزگار، قاب عکسی‌ست سیراب از سکون.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید