سبحان محمدی·۶ روز پیشنورصبحهایی که میرم سر کار، نور خورشید تازه بیرون اومده بهم میتابه. یک حس رهایی خوبی دارم وقتی شب هم خوب خوابیده باشم، انگار در صلحم با زندگ…
سبحان محمدی·۱۲ روز پیشنگهبانیاز سربازی لحظاتی تا همیشه در یادم میمونه. آبان ۱۴۰۴ بود.ساعت دو شب نگهبان بودم. باد شدیدی در تاریکی میوزید. ده متر جلوتر رو نمیدیدم. جای…