زشت و زیبا

یک روز زیبایی و زشتی در ساحل دریا به هم رسيدند. به همدیگر گفتند: "برویم دریا آب‌تنی کنیم."

آنگاه لباس از تن درآوردند و در آب شنا کردند.

پس از چندی زشتی از آب به ساحل برگشت و لباس‌های زیبایی را بر تنِ خود کرد و به راهِ خود رفت.

زیبایی هم از دریا بازگشت، و تن‌پوشِ خود را پیدا نکرد. و چون بسیار خجالت می‌کشید که برهنه باشد، تن خود را با جامه‌ی زشتی پوشاند. او نیز به راهِ خود رفت.

از آن هنگام تا به امروز مردان و زنان این دو را با هم اشتباه می‌گیرند.

با این همه، هستند کسانی که روی زیبایی را دیده‌اند، و او را به رغمِ وجودِ آن جامه‌ها می‌شناسند. و هستند کسانی که روی زشتی را می‌شناسند و لباس او را از انظارشان پنهان نمی‌کند.

#جبران_خلیل_جبران