چگونه میتوانم زندگیام را برای شما شرح دهم! بسیار میخوانم، زیاد فکر میکنم، موزیک میشنوم، سخت تمرین میکنم و گلها را بسیار دوست دارم.
زشت و زیبا
یک روز زیبایی و زشتی در ساحل دریا به هم رسيدند. به همدیگر گفتند: "برویم دریا آبتنی کنیم."
آنگاه لباس از تن درآوردند و در آب شنا کردند.
پس از چندی زشتی از آب به ساحل برگشت و لباسهای زیبایی را بر تنِ خود کرد و به راهِ خود رفت.
زیبایی هم از دریا بازگشت، و تنپوشِ خود را پیدا نکرد. و چون بسیار خجالت میکشید که برهنه باشد، تن خود را با جامهی زشتی پوشاند. او نیز به راهِ خود رفت.
از آن هنگام تا به امروز مردان و زنان این دو را با هم اشتباه میگیرند.
با این همه، هستند کسانی که روی زیبایی را دیدهاند، و او را به رغمِ وجودِ آن جامهها میشناسند. و هستند کسانی که روی زشتی را میشناسند و لباس او را از انظارشان پنهان نمیکند.
#جبران_خلیل_جبران
مطلبی دیگر از این انتشارات
همچو چشم مستت جهان خراب است...
مطلبی دیگر از این انتشارات
عنوانش با شما
مطلبی دیگر از این انتشارات
پرچم ایران با نشان درفش کاویانی