هیچ چیزی در نویسندگی وجود ندارد. فقط پشت ماشین تایپ می نشینی و خونریزی می کنی. "ارنست همینگوی
خنجر احساسات

دوستت دارم های بی معنا؛
قلب های بی احساس؛
چشم های بی صدا؛
لمس های بی وفا؛
بوسه های بی نشان؛
آغوش های بی پناه؛
دیدار های بی تکرار؛
و این هاست که دل ها را بی جان و بی نوا میکند...
مطلبی دیگر از این انتشارات
سر خم قدغن| شعر
مطلبی دیگر از این انتشارات
جبر تاریخ در برابر اراده حاکم: بازی قدرت و اتصال
مطلبی دیگر از این انتشارات
یک چهارم روز