Charlotte عمیق در آن تاریکی خیره شده، مدتها ایستادم؛ شگفتزده، ترسان، شکاک، رؤیاهایی میدیدم که هیچ بشری پیش از این جرأت دیدنشان را نداشت. پستهای Charlotte در انتشارات روزنه ی نور سایر پستها در ویرگول Charlotte در روزنه ی نور ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خاک گلگون ایران..ای وطن سه رنگم که حالا،سرخیت برافراشته تر شده؛آسمان نیلگونت حال... Charlotte در روزنه ی نور ۴ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه ازدحام در جمجمه زنجیری نا گشودنی Charlotte در روزنه ی نور ۴ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه نوای بی صدا هیسس...خوب گوش کن! Charlotte در روزنه ی نور ۴ ماه پیش - خواندن ۳ دقیقه سایه ای با صدای من بویِ زخم را حس میکنم. Charlotte در روزنه ی نور ۵ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه نوشته هایی از خونِ دل قلمم را آغشته به خون خود کردم... Charlotte در روزنه ی نور ۵ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه در آغوشِ گرگ ها حسی آشنا؛ Charlotte در روزنه ی نور ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خنجر احساسات آنچه که احساسات را میکشد... Charlotte در روزنه ی نور ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه طرد شدن حس آشنای طرد شدن... Charlotte در روزنه ی نور ۶ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه چشم هایش چشم هایش...
Charlotte در روزنه ی نور ۲ ماه پیش - خواندن ۱ دقیقه خاک گلگون ایران..ای وطن سه رنگم که حالا،سرخیت برافراشته تر شده؛آسمان نیلگونت حال...
Charlotte در روزنه ی نور ۵ ماه پیش - خواندن ۲ دقیقه نوشته هایی از خونِ دل قلمم را آغشته به خون خود کردم...