فازو·۶ سال پیشناله مرغ سحروقتی ماشین از حرکت ایستاد، قلب من هم در اعماق گلویم ایستاد، در ماشین را باز کردم خودم را به بیرون پرتاپ کردم تا ریه هایم را از هوا پر کنم.پ…
فازو·۶ سال پیشمرا تنگ در آغوشت گرفتی...رفتن من و تو پسرم پایان خوش قصه درد است... قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت... مرگ هیچ زیبا نیست... مرگ عاشقان زیباست... مرگ عاشقانه پدر…
فازو·۶ سال پیشما را عهدی بود با شادی که شادی از آن ما باشد...آخرین روزهای ۹۷ بود که اولین داغ ماتم بر جانمان نشست...همان روزها که غرق در لذت های بی امان و کف زدن های بی هوا و خنده های گاه و بی گاه ب…
فازو·۶ سال پیشتولدممن "دختر بهمن" در آستانه شب تولد" ۲۷ سالگیم"... در ۲۷ مین تولد این "جان غمین بی تجربه ام" می دانم که دیگر هرگز به کسی یا چیزی برخورد نخواهم…