خودتی و هفت جدّ و آبادت!

چند وقت پیش برادر خانم بنده کسی را که به او فحش داده بود را زیر مشت و لگد گرفت و اکنون به پرداخت دیه ی نقدی محکوم شده است.انصافا فحش هم،فحش خیلی بدی بود.این که بدون هیچ دلیل خاصی و فقط به این دلیل که از حرف حساب تو ناراحت شده اند،صاف به چشمانت نگاه کنند و به تو فحش ناجور بدهند،تحملش خیلی سخت است.شما که غریبه نیستید،لحظه ی اولی که خبر را شنیدم،کیفور شدم و پس از عرض دست مریزاد، گفتم:«خوب کاری کردی زدی،اگر پول برای دیه کم آوردی،من هستم!»

امّا وقتی به روش بزرگان در برابر کسی که به آنها فحش می دهد،فکر می کنم،شرمگین می شوم.چقدر این ها روح متعالی و بزرگی داشتند که حتی احترام دشنام دهنده ی خود را نگه می داشتند.به طوری که گاهی دشنام دهنده،تبدیل می شد به بهترین دوست و پیرو آنها.

خواجه نصرالدین طوسی(ره):

یک نفر آمد و نوشته ای را به ایشان داد.در آن نوشته،کلّی فحش و ناسزا به او گفته شده بود.در جایی از نامه ایشان را«کلب بن کلب:سگ پسر سگ!»خوانده بود.خواجه نصیر در برابر ناسزاهای نویسنده ی نامه،با زبان ملاطفت آمیز،این گونه پاسخ دادند:این که او مرا سگ خوانده است درست نیست؛زیرا که سگ از جمله چهارپایان و عوعو کننده و پوستش پوشیده از پشم است و ناخن های دراز دارد.این خصوصیات در من نیست؛ قامت من راست است و...،ناخنم پهن است و ناطق و خندانم،و فصول و خواصی که مراست غیر از فصول و خواص سگ است.و آن چه در من است مُناقض است با آن چه صاحب نامه درباره ی من گفته است.

اگر بنده به جای خواجه بودم احتمالا تا آن جایی که زورم می رسید کسی که نوشته را آورده بود می زدم و بعد هم می گفتم:«برو به آن مرتیکه ی عوضی که تو را فرستاده بگو:سگ خودتی و هفت جدّ و آبادت!»

امام محمد باقر(علیه السلام):

محدث قمی(قدس سره)،بر این باور است که شیخ طوسی در برخورد با آن نوشته ی توهین آمیز،به امام محمد باقر(علیه السلام) اقتدا کرده است:از جاحظ نقل شده است که روزی،مردی مسیحی به امام گفت:«أنت بقر:تو گاو هستی.»(نعوذبالله)امام پاسخ دادند: «لا،اناً باقر:نه،من باقر هستم.»؛نصرانی گفت:«أنت بن الطبّاخه:تو پسر زنی آشپز هستی.»امام فرمودند:«ذاک حرفتها:آشپزی حرفه ی او بود(و این ننگ نیست).»؛آن شخص گفت:«أنت إبن السّوداء الزنجیه البذیه:تو پسر زنی زنگی و ناپسند هستی.»و امام فرمودند:«اگر راست می گویی،خداوند مادرم را بیامرزد،و اگر دروغ می گویی،خداوند تو را ببخشد.»،آن مرد مسیحی وقتی این گونه برخورد را از امام مشاهده کرد،هدایت یافته و مسلمان شد.

نویسنده ی این یادداشت به هیچ وجه قصد و حوصله ندارد که بحث را سیاسی کند ولی سخت بر این باور است که:«میزان فحش دادن مردم از دولتی به دولت دیگر متفاوت است و نحوه ی اداره ی کشور نیز در میزان فحش دهی مردم،بسیار موثر است.هیچ وقت مردم ما این قدر فحش نمی دادند که امروز می دهند!»،نگارنده ی این مطلب خود را از این مردم جدا نمی داند.مدت ها است که به این فکر می کنم که من که فحش نمی دادم چرا الان گاهی بی اختیار فحش می دهم؟چند روز پیش یکی از دوستانم را بعد از مدت ها دیدم.این دوست بنده از آن آدم های پاستوریزه و یه جورایی برای بنده،اسطوره ی علم و ادب بود.هنوز باب صحبت را باز نکرده بودیم که در کمال شگفتی دیدم دارد فحش می دهد.آن هم چه فحش هایی؟!حقیقت کمی به خودم امیدوار شدم!

هر آدم عاقل و اهل اخلاقی می داند که فحش دادن،کار پسندیده ای نیست.این وسط روانشناسان کاسه ی داغ تر از آش شده اند و افاضات فرمودند که فحش دادن برای سلامتی روح و جسم مفید است.فواید را هم این گونه بر شمردند:

  • دردتان را کاهش می‌دهد!
  • هوش‌تان را افزایش می‌دهد!
  • جذابیت‌تان را افزایش می‌دهد!
  • سطح استرس‌تان را کاهش می‌دهد!
  • اعتماد به نفس‌تان را افزایش می‌دهد!
  • با دوستان و خانواده احساس صمیمیت بیشتری خواهید کرد!
گویا این ها خبر ندارند که:روزی چند نفر به خاطر همین فحش دادن،گرفتار می شوند یا حتی جانشان را از دست می دهند و روحشان به دیار باقی می شتابد!

مطلب قبلیم:

https://virgool.io/@Jalal-Mohseni-Sh/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C-sznpevukusik

حُسن ختام: