توجه! توجه! این مطلب را هر چه سریع تر بخوانید زیرا احتمال سانسور شدن آن وجود دارد!
از آن دسته افراد روشنفکر نیستم که بگویم ویرگول حق ندارد و نباید هیچ پُستی را سانسور کند.در همین ویرگول من به صورت اتفاقی شاهد پُستی بودم که از یک سایت دانلود یا فروش فیلم های س.ک.س،تبلیغ کرده بود.کدام انسان عاقلی می گوید نباید همچون پُستی را سانسور کرد؟!
امّا...ولی...
یکسال پیش.همان اوایل که پا به عرصه ویرگول گذاشته بودم پُست زیر را تحت عنوان"دبلیو سی دات کام!" منتشر کردم که به کسری از ثانیه سانسور شد.چون شکّی در سانسور بیهوده این پست و پشیمانی ویرگول ندارم.آن را در زیر برای شما می آورم تا خودتان بهتر قضاوت کنید:
«گفت:می خوام یه کار متفاوت بکنم.
گفتم:چه کار متفاوتی؟
گفت:می خوام یه سایت راه بیندازم به جای شعر،داستان،حرفهای ادیبانه و از این جور چرت و پرت ها،فقط توش اراجیف و خزعبلات بنوسیم.تو که اینقدر تو اسم گذاری واردی،به نظرت اسم سایتمو چی بذارم؟
گفتم:بذار"دبلیو سی دات کام!"»
و این تصویر معروف به"چشمه(!)"را هم با همین شرح زیرش به آن ضمیمه کردم:
بیشتر از دو ماه پیش نیز یکی از پست های استامینوفن،سانسور شد.علّت چه بود؟نام بردن از این فرد.یعنی کسی که تمام رسانه های رسمی و غیر رسمی و رادیو و تلویزیون به راحتی از او و محکومیت او نام می برند.
و امروز پستی دیدم که در مورد"رساله صد پند عبید زاکانی"نوشته شده بود.به نام" نصیحت های سوپرخفنِ عبیدِ زاکانی در رسالهی «صد پند»".خُب کسانی که عبید را بشناسند می دانند که او به چه راحتی و بی مهابا سخن می گوید.او از نوشتن هیچ کلمه رکیکی ابا ندارد.نمی خواهم بگویم که من اهل خواندن هزل نیستم. دروغ چرا من هم گاهی هزل می خوانم و حتی زمانی هزل هم می نوشتم.
به هزلِ به جا،همچون مولوی اعتقاد هم دارم:
هزل تعلیم است آن را جِدّ شنو
تو مشو بر ظاهر هزلش گرو
هر جدی هزل است پیش هازلان
هزلها جِدّ است پیش عاقلان
یا به قول سعدی:
به مزاحمت نگفتم این گفتار
هزل بگذار و جِدّ از او بردار
امّا"قبول کنیم که هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد.
فراموش نکنیم که دختر و پسرهای نوجوان و پاستوریزه ای هستند که با آسودگی خاطر پدر و مادرشان در ویرگول فعالیت می کنند.با این اطمینان که در ویرگول هر مطلبی ردّ و بدل نمی شود و کسانی که در ویرگول می نویسند اهل علم و ادب هستند.
حال به نظر شما انتشار چنین مطلبی در ویرگول صحیح است؟!
ولی نکته جالب این است:ویرگولی که پست انتقادی من و استامینوفن را که هیچ چیز خاصی در بر نداشت را تنها به دلیل ترس های واهی،به سرعتی شبیه به سرعت نور(!)سانسور کرد،به این پُست هیچ کاری نداشته است و علی رغم گذشت بیش از بیست و دو ساعت از بارگذاری آن،همچنان پا بر جا است و جالب تر این که به سرعت هم دارد لایک و کامنت می گیرد و به احتمال زیاد پس از خواندن پست مذکور از سوی شما و مراجعه بی صبرانه شما برای خواندن آن به حکم"الانسان حریص علی ما منع"،این پُست جزء 1+10مطالب برتر این هفته ویرگول خواهد شد!!!!!!!
دوست می گوید:"گفتم"؛دشمن می گوید:"می خواستم بگویم!"
و
بگویم و بد باشم بهتر از این است که نگویم و خر باشم!
چی فکر می کردم چی شد؟
اصلاً امروز قصد انتشار همچون مطلبی را نداشتم.می خواستم یک مطلب یک دقیقه ای و کوتاه از جنس همان "گفت/گفتم"هایم منتشر کنم.ولی خُب عصبانیت ناشی از رفتارهای دو یا چند گانه برخی از دوستان تصمیم گیر و تعیین و تکلیف کن در ویرگول منجر به انتشار این مطلب شد که معلوم نیست عمرش به دنیا باشد یا نه؟!
مطالبی که از اول این هفته تا پیش از این مطلب منتشر کردم(به ترتیب استقبال):
اگر خواستید به نوشته های خوبی که از سوی دوستان عزیزم با تگ#حال خوبتو با من تقسیم کن#منتشر شده اند هم،سر بزنید.
نتیجه عجیب"چالش حال خوبتو با من تقسیم کن"و اسامی برندگان فصل بهار،به فضل خدای متعال،به زودی منتشر می شود.کارگران هنوز مشغول کارند!