ویرگول
ورودثبت نام
Mahsa st
Mahsa stI bleed on paper
Mahsa st
Mahsa st
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

درون.

او از این می‌گفت که من چقدر عوض شده‌ام،

من به این فکر می‌کردم که او حتی مرا نشناخته بود.

نمی‌خواستم بداند من بدتر از آنم که می‌شناسد؛

اما دلسوز تر از آن که می‌بیند.

مغرور تر از آن‌چه ‌نشان می‌دهم،

اما شکننده تر از آن که تصور می‌کرد.

شاید فقط خودم بدانم که هستم،

شاید هم تو بهتر بدانی.

اما آن‌قدر می‌دانی که از نگاهم سکوتم را بخوانی؟

داستاندلنوشتهخودشناسیشناختشعر
۵
۰
Mahsa st
Mahsa st
I bleed on paper
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید