ویرگول
ورودثبت نام
نیلوفر سیفی‌زاده
نیلوفر سیفی‌زادهیادداشت‌هایی درباره سازمان با رویکرد میان‌رشته‌ای؛ برای علاقه‌مندان به فهم عمیق‌تر مسائل مدیریتی و رشد حرفه‌ای و فردی در محیط کار
نیلوفر سیفی‌زاده
نیلوفر سیفی‌زاده
خواندن ۴ دقیقه·۱۰ ماه پیش

سازمان چابک؛ یک ساختار سازمانی یا یک تحول فرهنگی

در سال‌های اخیر، بسیاری از سازمان‌ها تلاش کرده‌اند «چابک» شوند. واژه‌ی Agile حالا دیگر فقط مخصوص تیم‌های نرم‌افزاری نیست؛ به مدل فکری، رویکرد مدیریتی و حتی ارزش‌های فرهنگی تبدیل شده است. اما آیا با جلسات روزانه و ابزارهای دیجیتال، واقعاً چابک شده‌ایم یا فقط از ابزارها استفاده می‌کنیم تا چابک به نظر بیاییم ولی در عمل، در ساختار سلسله‌مراتبی اسیریم؟

در این یادداشت نگاهی می‌اندازیم به این‌ که چرا Agile بودن مهم است، ساختارهای چابک چه تفاوتی با مدل‌های سنتی دارند و چه موانعی در مسیر پیاده‌سازی واقعی آن وجود دارد.


چرا باید Agile باشیم؟

محیط پیرامون ما هر روز پیچیده‌تر و سریع‌تر می‌شود، رفتار مشتری تغییر می‌کند، فناوری با شتاب پیش می‌رود و رقبا با مدل‌های جدید ظاهر می‌شوند. در چنین فضایی، برنامه‌ریزی‌های سنگین و کنترل‌های سلسله‌مراتبی دیگر پاسخ‌گو نیستند. در این شرایط باید چابک باشیم تا سریعا به تغییرات محیط پاسخ دهیم.

یک سازمان چابک:

  • تصمیم‌گیری را به جای فرآیند طولانی سلسله‌مراتبی به تیم‌ها واگذار می‌کند تا سرعت و کارایی را افزایش دهد.
  • با تعیین اهداف کوتاه مدت، تحول تدریجی و بازخورد مداوم، ریسک‌ها را کاهش می‌دهد.
  • انگیزه و مشارکت کارکنان را افزایش می‌دهد، چرا که آن‌ها در تصمیم‌گیری و خلق ارزش نقش دارند.
  • و از همه مهم‌تر، با آمادگی برای تغییر با نیاز مشتری، او را در مرکز توجه قرار می‌دهد.


مقایسه ساختار سنتی و ساختار چابک

ساختار سنتی اغلب با یک هرم شناخته می‌شود که نشان‌دهنده ساختار سلسله‌مراتبی سازمان است. واحدهای تخصصی (مثل فروش، مارکتینگ یا مالی) جداگانه، ارتباط بالا به پایین دارند و تصمیم‌گیری در سطوح بالای سازمان متمرکز است. در این مدل، بهره‌وری از طریق کنترل و تقسیم وظایف افزایش می‌یابد اما به قیمت کندی فرآیندها و تصمیمات، جزیره‌ای شدن تیم‌ها و مقاومت در برابر تغییر در شرایطی که محیط دائما در حال تغییر است.

در مقابل، ساختار چابک مانند یک شبکه از تیم‌های خودگردان و چندتخصصی (Cross Functional) عمل می‌کند که هر یک توانایی "تحویل ارزش" به صورت کامل را دارند. تیم‌ها کوچک‌تر، مستقل‌تر و نزدیک‌تر به مشتری هستند. با تعیین اهداف کوچک و بازخورد سریع، ریسک پایین‌تر و تغییر راحت‌تر است. همچنین با تصمیم‌گیری در داخل تیم، مسئولیت‌پذیری بیشتر است.

موانع واقعی در مسیر چابک شدن

تغییر ساختار سازمانی به مدل چابک، گام مهمی در مسیر تحول سازمان است. اما بسیاری از سازمان‌ها، حتی پس از ایجاد تیم‌های اسکرام یا معرفی نقش‌هایی مثل Product Owner، همچنان به نتایج دلخواه نمی‌رسند. دلیل این ناکامی‌ها را باید در موانعی جست‌وجو کرد که ریشه در فرهنگ، ذهنیت و رفتار سازمانی دارند، نه فقط در نمودار ساختار سازمان.

۱. نگاه ابزاری به Agile

در بسیاری از سازمان‌ها، چابکی به اجرای ظاهری برخی فرآیندها تقلیل پیدا کرده است. مثلاً برگزاری جلسه‌های روزانه (Daily)، استفاده از Jira یا تقسیم پروژه به اسپرینت. اما Agile در اصل یک ذهنیت است، نه صرفاً یک جعبه ابزار. اگر اصول بنیادین چابکی مثل یادگیری مستمر، بازخورد سریع و تمرکز بر ارزش نهادینه نشوند، این ابزارها فقط ظاهری فریبنده‌ خواهند بود.

۲. مقاومت مدیران میانی

مدیران میانی در ساختار سنتی سازمان‌ها، قدرت تصمیم‌گیری و کنترل مستقیمی روی تیم‌ها دارند. ساختار چابک این قدرت را به تیم‌ها منتقل می‌کند و نقش مدیران را از «کنترل‌گر» به «تسهیل‌گر» تغییر می‌دهد. این تغییر، برای بسیاری از مدیران تهدیدآمیز به نظر می‌رسد و ممکن است با مقاومت پنهان یا آشکار آن‌ها مواجه شود.

۳. نبود بازخورد واقعی و افقی

در ساختارهای سنتی، جریان بازخورد عمدتاً از بالا به پایین است آن هم در قالب ارزیابی عملکرد، نه یادگیری مشترک. اما سازمان چابک نیازمند بازخورد افقی، صادقانه و مداوم میان اعضای تیم و بین تیم‌هاست. تا زمانی که فضای امن برای گفت‌وگوی بی‌واسطه و شفاف وجود نداشته باشد، تیم‌ها نمی‌توانند بهبود واقعی را تجربه کنند.

۴. هم‌راستایی ناکافی بین تیم‌ها

گاهی تیم‌ها به‌صورت مستقل و سریع کار می‌کنند، اما هر کدام در مسیری متفاوت. نبود استراتژی شفاف و سازوکارهایی برای هم‌راستایی بین تیم‌ها باعث می‌شود انرژی‌ها در جهت‌های متضاد مصرف شوند و سازمان در کل از مسیر اصلی‌اش منحرف شود.


فراتر از ساختار: چابکی یک فرهنگ است

نکته‌ی مهم این است که تمام این موانع، ریشه در فرهنگ و ظرفیت‌های فردی و تیمی ما دارند. اجرای موفق چابکی نیازمند ویژگی‌هایی‌ست که متأسفانه در بسیاری از ما نهادینه نشده است.

روحیه کار تیمی، پذیرش انتقاد و بازخورد صادقانه، توانایی تصمیم‌گیری مستقل و توانایی بر عهده گرفتن مسئولیت تصمیمات، خصوصیات بسیار مهمی هستند که ساختار چابک را در عمل موفق خواهند کرد. تا زمانی که این ویژگی‌ها در افراد تقویت نشوند، حتی اگر ساختار چابک هم پیاده شود، نتیجه‌ای جز چابکی سطحی و نمایشی نخواهد داشت.


ساختار سازمانیچابکسازمان چابکagileسازمان
۲
۰
نیلوفر سیفی‌زاده
نیلوفر سیفی‌زاده
یادداشت‌هایی درباره سازمان با رویکرد میان‌رشته‌ای؛ برای علاقه‌مندان به فهم عمیق‌تر مسائل مدیریتی و رشد حرفه‌ای و فردی در محیط کار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید