ابراهیم سلیمانی·۱۶ روز پیشآیین فصل سوم«دفترچه چرمی»دستم میلرزید؛نه ازسرما،که از وزنی که آن دفترچهی چرمی در جانم انداخته بود.سالهابودکه پدررادرذهنم به شکلِ مردی خاموش، سختگیرو دور از دستر…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشآیین فصل دوم«شهرِ بینام»آن روز، شهر برایم چهرهای تازه داشت؛ نه از آن رو که خیابانها عوض شده باشند یا دیوارها رنگ دیگری گرفته باشند، بلکه چون من دیگر همان آدمِ…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشآیین فصل اولدر تالارِ خاموشِ خاطراتم، پژواکِ روزهایی میپیچد که در آنها، هویتم چون غباری معلق در باد، بیمقصد و بیریشه بودم. شب، نه پناهگاه، که گستره…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشای مادر عیلامای مَهرِ عیلام!تو مادرِ مائی، تو ریشهیِ جانی،با دستِ پُر مهر، گندم بریانی،خورشیدِ رُخسارَت، جهان را بتابانی.«شَکَر شَکر» ایزد را، که تو هس…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشخصمانهدر سرکوی بلند فریاد زدم هَدَد چو دیوانه عاشق، ز شوق خدایان کهن هَدَد نَرْگَال را یاد کردم به جنون دل ناشاد ما را شاد گردان ای شاه آسم…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشدلیل خروج از ویراستیتا زمانی که مجید بنی فاطمه نیاید وساطت کند و تا زمانی که مجید بنی فاطمه نوحه مرا نخواند تا زمانی که مجید بنی فاطمه تاوان ندهد به خاطر این ک…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشاحترام نوامیس: آیین انسانیت.آیا میدانید کسانی که به راحتی از الفاظ رکیک نسبت به نوامیس دیگران استفاده میکنند، در واقع چه پیامی را منتقل میکنند؟ آنها با این کار نش…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشاطلاعیهقصد دارم اولین داستان خود را در این پلتفرم ارائه دهماگر علاقه مند به داستان دارید به من طرح اولیه دهید تا طبق آن یک داستان بنویسم البته بعد…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشفروپاشی در تالار خاطراتدر تالارِ خاموشِ خاطراتم، پژواکِ روزهایی میپیچد که در آنها، هویتم چون غباری معلق در باد، بیمقصد و بیریشه بودم. شب، نه پناهگاه، که گستره…
ابراهیم سلیمانی·۱ ماه پیشترانه مادر مهربانhttps://musicpusic.com/%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a…