
هم میل عجیبی به سکوت و هم میل زیادی به نوشتن دارم.
هر دو قدرتمندن.
دوست دارم بنویسم، اما سکوت مثل یه اقیانوس عمیقه که تو عمقش فرو میرم.
این روزها هرکی تو یه حالیه و سعی میکنه خودش تسکین بده.
لازم نیست انتظار زیادی از خودت داشته باشی.
خودتو مقایسه کنی،خودخوری کنی...
بغل کن خودتو.
همین که تلاش میکنی، همین که روزتو شروع میکنی گاهی بزرگترین کار ممکنه.
تو و آسیبها و ترسهات
تو و شب زنده داریهات
تو و امیدهای کمجونت
تو و دوییدن دنبال دلخوشیهای کوچیکت
تو و گلدونی که آب میدی
پیادهرویی که توش راه میری
تو با دوشی که میگیری
با همون سرگرمی کوچیکی که داری
با همین دل خستگی، گریه های یواشکی
و با تمام بلاتکلیفی
لایقی....
تو یک مبارز واقعی هستی
امشب همین که هستی و احساسات هضم و زندگی میکنی کافیه.
دقیقاً خود تو