صادق ستودهنیا·۱۵ روز پیشهمدارها... همدل، همدرد، همراه، هم...آنجا دیگر حقیقت، عرصه را به مجاز میبازد؛ و مجاز با جادو در هم میآمیزند...
صادق ستودهنیا·۴ ماه پیشگمونم باید بنویسم.جستاری در باب این روزها، روزهایی بهغایت تاریک و دلگیر و خونی. برای ایران، برای ایرانی. بخوان.
صادق ستودهنیا·۸ ماه پیشجستاری در باب اسیر و اسارتاسارت بافضیلتی هم هست؟ اسیری همیشه با ذلت است؟ کدام اسارت؟ در اسارتِ چه؟ اسارتِ خوب، اسارتِ بد و اسارت خیلی خیلی بد.
صادق ستودهنیا·۸ ماه پیشمداراروی تخت طبقهی پایین دراز کشیده بودم و داشتم با ولع و لذت خاصی یادگاریهایی که زیرِ تخت بالایی، روی چوبها نوشته شده بود را میخواندم. خامو…
صادق ستودهنیا·۱ سال پیشبیخبر از رفقاگمونم همهی ما دوستانی داشتیم که ارتباط باهاشون محدود بوده به رسانههای اجتماعی خارجی و از وقتی که اینترنت بینالمللی شده از اونها بیخبر…
صادق ستودهنیا·۱ سال پیشهمخوابگی با صلح؟ وسط جنگ؟دستبهقلمهایی که بدون درک موقعیت، برای ارضای احساسات خود، با صلح میخوابند... پس با چه بخوابیم؟
صادق ستودهنیا·۱ سال پیشعشقهای منجمد یا عشقهای سپید؟احساساتی دستنخورده، به غایت شفاف و خالص که قلب مانند یک نوزاد، به محض زاییده شدن در پارچهیی ابریشمی میپیچد و به دستِ مغز میسپارد.
صادق ستودهنیا·۱ سال پیشبهاربداههنویسی با موضوعی تکراری و ساده. بدون ایدهی قبلی شروع به نوشتن میکنیم. آغازش چگونه میشود؟ میتواند اینطور باشد: