سکوت شب·۲ روز پیشرنگهای از دست رفته؛ وقتی خانه دیگر خانه نیست.«دربارهی آنهایی که تمامِ معنای زندگیام بودند و حالا دیگر نیستند…»
سکوت شب·۴ روز پیشساعتهایی که نقاب از چهره برمیدارم«روزها نقاب میزنم تا دوام بیاورم، اما شبها… شبها تنها زمانی است که با خودم روبرو میشوم. در این خلوتِ کوتاه، خودم را پیدا میکنم.»
سکوت شب·۴ روز پیشساعتهایی که نقاب از چهره برمیدارم«روزها نقاب میزنم تا دوام بیاورم، اما شبها… شبها تنها زمانی است که با خودم روبرو میشوم. در این خلوتِ کوتاه، خودم را پیدا میکنم.»
سکوت شب·۸ روز پیشآوارِ یادهاروایتی از ماندن در ویرانههای نبودن؛ جایی که خاطرهها هم آرامشاند و هم زخم.
سکوت شب·۱ ماه پیشخداحافظی موقت؛ قدردان حضور پرمهرتان هستم«سلام 🌿 به دلیل مشغلههای شخصی، برای مدتی وقفه میگیرم. از همراهیتان سپاس. سکوت شب»
سکوت شب·۱ ماه پیشآوارهی جستوجوگاهی آدمی را از دست میدهیم که شبیه هیچکس نیست؛ و بعد تمام دنیا میشود مسیرِ یک جستوجوی بیثمر.
سکوت شب·۱ ماه پیششاهزاده کوچولوبریدهای از شاهزاده کوچولو دربارهی آدمهای همیشهمشغول که اهمیت را با اعداد و حسابکتاب اشتباه میگیرند
سکوت شب·۱ ماه پیشچه ساده بازی خوردماگر تا حالا احساس کردی ساده باور کردی و زخم خوردی… این نوشته شاید برای تو باشد.