ویرگول
ورودثبت نام
کمند...
کمند...نوشته‌های یک تناقض https://t.me/kamanditis
کمند...
کمند...
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

آخرین پرتره


هنر، اندوه بی‌ملاحظه‌ای‌ست که از درون سرچشمه می‌گیرد.

سر از بیرون که در می‌آورد، بلایی که بر سر آدمک بیچاره در آورده را می‌بیند؛ بر خودش چیره می‌شود و با عذاب وجدانی دلهره آور، صاحب اثر را در آغوش می‌گیرد.

نوازشش را بی‌تاثیر میابد؛ آدمک در وجودش آب می‌شود.

هیچ می‌شود. پوچ می‌شود. به آرزویش می‌رسد؛ محو می‌شود. با غمِ عالم قهر می‌شود. و به آسمان‌ها، آسمان‌های آرامِ پر ستاره‌ی بی‌غم، عروج می‌کند.

دنیا فراموش خواهد کرد، او و تمام اجدادش را.

و همواره ستایش می‌کند اندوهی را که ته مانده‌های عنوانش را، زنده نگه می‌دارد.

تنها اندوه‌ است که می‌ماند.

و دنیا و اهلش، چه بی رحمانه دردش را تحسین می‌کنند، تشویشش را تشویق می‌کنند و اندوهش را تصحیح می‌کنند و نسل در نسل...

تضمین می‌کنند.

_آخرین پرتره

غممتن کوتاهدلنوشتهدلنوشتهنر
۹
۴
کمند...
کمند...
نوشته‌های یک تناقض https://t.me/kamanditis
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید