م.امین خ·۲۵ روز پیشعدالتخانهای در خانهی ما : دروغهای بِرَهنهبا دلی پر از غم به دیوار نگاه میکردم، چند روز از عروسک خون آلود گلی گذشته بود، هیچکسی جواب درستی برای من نداشت. برادری که اجازه خروج از خان…
م.امین خ·۱ ماه پیشعدالتخانهای در خانهی ماچند ماه پیش به ناگهان متوجه شدم من هم جزء مهمی در کشور هستم شاید برای شما سوال باشد چطور؟ ( لطفا بخوانید شاید دلتان اینجا باشد)
کمند...درهبوط درد·۲ ماه پیشمرگِ قاطعانهی تدریجی...انگشتانم کیبورد را لمس نمیکنند، چنگ میزنند! نمینویسند، زخم میزنند. مثل زبانم که امروز روحی را زخمی کرد....من یه عوضیم! و این حقیقت را ح…
Kanîدرزمهریر·۳ ماه پیشاز نمیدانمهایمدر جایی از زندگی ایستادهام که هیچ نمیدانم چه باید گفت ..اینروزها تنها همدمم سکوت است و سردرد ، سکوتی ناامید و سردردی به سرمای زمستانمان،و…