پارسا زندی·۹ روز پیشاز گذر روزها| اردیبهشتیادداشتی از یکی از روزهای اردیبهشت، افکار پراکنده و آمال و آرزوهای یک عدد دانشجو
پارسا زندی·۱۷ روز پیشدرگیری با مارگاریتابا سایهای ناشناخته روی روحم که آن را افسردگی بهاری مینامم دست و پنجه نرم میکنم. نه میدانم از کجا آمده و نه میدانم کی قصد رفتن دارد. مث…
کیانا·۱ ماه پیشاین سری از زبون دانشجوی سال دوم پزشکیاحساس میکنم که معلقم و تهیفکر میکنم اگه نوری اینجا بود میتونست از تار و پود من رد بشهخیلی وقته اینجا ننوشتم اما جاهای دیگه؟ خیلی خیلی نوشتم…
م.امین خ·۴ ماه پیشعدالتخانهای در خانهی ما : دروغهای بِرَهنهبا دلی پر از غم به دیوار نگاه میکردم، چند روز از عروسک خون آلود گلی گذشته بود، هیچکسی جواب درستی برای من نداشت. برادری که اجازه خروج از خان…
م.امین خ·۴ ماه پیشعدالتخانهای در خانهی ماچند ماه پیش به ناگهان متوجه شدم من هم جزء مهمی در کشور هستم شاید برای شما سوال باشد چطور؟ ( لطفا بخوانید شاید دلتان اینجا باشد)
کمند...درهبوط درد·۵ ماه پیشمرگِ قاطعانهی تدریجی...انگشتانم کیبورد را لمس نمیکنند، چنگ میزنند! نمینویسند، زخم میزنند. مثل زبانم که امروز روحی را زخمی کرد....من یه عوضیم! و این حقیقت را ح…