ویرگول
ورودثبت نام
خرگوش سفید
خرگوش سفیدآروم باش، من بلدم :)
خرگوش سفید
خرگوش سفید
خواندن ۱ دقیقه·۲ روز پیش

نتیجه تماس مستقیم با ابرهای سنگین

فعالیت تمام سامانه‌های بارشی شدید شده. این را می‌توانم از تیر کشیدن استخوان بینی‌ام بفهمم، وقتی از پس حرفهایی که شنیده‌ام، قلبم فشرده می‌شود، صدای تپش‌هایش را می‌توانم از توی گوش‌هایم بشنوم، محکم و پی‌درپی. چیزی در گلوی‌ام هر لحظه بزرگتر می‌شود و پیام بارش باران به مغزم ارسال می‌شود، حتی قبل از این‌که هشدارها شروع شوند و مسئولان بگویند در مقابل سیلی که قرار است از راه برسد، باید چه کرد؟ این نتیجه تعامل با تو است؟ باران‌های جنون‌آمیز، دیوانه‌کننده، غیرقابل پیش‌بینی.

مدت‌ها بود که دیگر «اشکْ دم مشکْ نبودم». می‌توانستم با فشار پلک‌هایم و مشت کردن دست‌ها و چند تا نفس عمیق، بغضی که داشت بزرگ می‌شد را برگردانم سرجای‌اش. ولی حالا تا برخورد گرم تو را با دیگران می‌بینم و یاد برخورد و سکوت‌ سردت با خودم می‌افتم، بی آن‌که آمادگی داشته باشم، شروع می‌شود. آن‌قدر زود که نمی‌توانم تابلوی سه گوش خطر را بالا ببرم، دستم را تکان بدهم و بگویم نه، الان وقتش نیست. بارش‌ها باید متوقف شوند. سیل همه‌جا را برمی‌دارد. انگار ابرهای پر باران، ابرهای حجیم‌شده از آب، سنجاق شده‌اند به آسمانم، به آسمان‌مان و قبل از این‌که کاری از دستم بربیاید، سیل آمده. معلوم است که من غرق می‌شوم. غم و شادی پنهان در خاطره‌ای قدیمی، وقتی دوباره از یک جا سر دربیاورد و دیوار سد را بشکند، مگر راه نجاتی هم باقی می‌ماند؟ رجوع گذشته، شکستن سد زمان، محو شدن فاصله‌ای که از آن خاطره‌ سپری شده. کی می‌تواند چنین قدرتی را انکار کند؟‌

بارانغماندوهروانشناسی
۳
۱
خرگوش سفید
خرگوش سفید
آروم باش، من بلدم :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید