سایه·۴ روز پیششرح انفس | چرایـــــیآنچه آدمی را در سختی ها و مسیرهای دشوار زندگی ، از پا میاندازد، همیشه سختی مسیر نیست ....نیچه می گوید :«کسی که چرایی برای زندگیکردن دارد،…
سایه·۷ روز پیشغار آبیهوا گرگومیش بود. نور تلویزیون، اتاق را به غاری سرد و آبیرنگ تبدیل کرده بود. رضا روی کاناپه ولو شده بود و ...
سایه·۱۵ روز پیشیک روز معمولی در پاساژشیشه آنقدر تمیز بود که انگار مرزی میان او و راهروی پاساژ وجود نداشت.روی صندلی چرمی نشسته بود. شانههایش افتاده بود. دستهایش میان زانوهایش…
سایه·۱۸ روز پیششرح انفس؛از فنجان تا کیمیاگرشرحی بر جملهای از پائولو کوئیلو در کتاب کیمیاگر. تاملی دربارهی حضور در لحظه و پیدا کردن معنای زندگی در کارهای ساده
سایه·۱ ماه پیشآخرین ایستگاه(چیزی که هرگز به خانه نرسید )صدای سرد صبح در قطعات فلزی اتوبوس پیچید. پیرمرد روی صندلی همیشگیاش نشست. دستش را در جیب کاپشن کهنه اش فرو برد…
سایه·۱ ماه پیشآسانسورزن با کیسهخرید وارد آسانسور شد و دکمه را فشرد. در همان لحظه همسایهی طبقهی هفتم، بیصدا خودش را لای در جا داد. سلام کوتاهی رد و بدل شد و…
سایه·۱ سال پیشگاهی ما عاشق نمیشیم، فقط از تنهایی میترسیم...> «مهسا» هیچوقت از "سامان" خوشش نمیاومد.نه اهل کتاب بود، نه اهل گفتوگو.ولی مهسا توی سیسالگی، بعد از چند سال تجربه تنهایی،وقتی سامان به…
سایه·۱ سال پیشهیچکس یادمون نداد رابطه یعنی چی❗هیچوقت واقعاً کسی یادمون نداد که رابطه یعنی چی.نه تو مدرسه، نه تو خانواده، نه تو جامعه.😏فقط یاد گرفتیم که رابطه باید باشه، چون همه دارن.ا…