کتاب·۷ ساعت پیشرنج شاعر بهنود کیمیائیزبانم بد چرخید و مقصودم عوض شدمیان کلامم، دلِ آرامت عبوس شدتو ساده شنیدی، ولی من شعر میخواستمنه قصدِ دلی آزردن و نه رنجِ تو خواستمپرسیدم ا…
کتاب·۷ ساعت پیشرنج شاعر مولف بهنود کیمیائیرنج شاعر 1در اتاق کوچک استاد ..... جایی که بوی کاغذهای قدیمی و جوهر، با عطر چای دمکرده در هم میآمیخت، زمان گویی متوقف شده بود. استاد ....…
کتاب·۱۶ روز پیشبهنود کیمیائیعباس شعری از بهنود کیمیائیتو که خود تشنه لبان بر دل آب زدیآب ننوشیدی و مشک را در آب زدییاد آن تشنه لبان بود تو را سیراب کرد
کتاب·۲۳ روز پیشنوابشبی دو دوست، کنارِ چراغِ کمنورِ یک قهوهخانه نشسته بودند. بیرون، باران آرام بر سنگفرش کوچه میبارید.