
Paragraph 1
“Several centuries ago, there was a very large, dense, and dark forest.”
«چندین قرن پیش، یک جنگل بسیار بزرگ، انبوه و تاریک وجود داشت.»
dense: انبوه، فشرده
forest: جنگل
وقتی چند صفت قبل از اسم بیاید باید ترتیب استاندارد رعایت شود.
صفتها:
very large
dense
dark
و بعد اسم: forest
نکته:
در انگلیسی چند صفت بدون “و” (and) پشت سر هم میآیند و فقط قبل از آخرین صفت، اگر بخواهیم تأکید کنیم، میتوانیم and بگذاریم. در این جمله نویسنده برای هماهنگی ریتم جمله از کاما استفاده کرده.
اینجا ترتیب استاندارد صفات در انگلیسی:
نظر کلی (Opinion) → beautiful, lovely
اندازه (Size) → big, small
سن (Age) → old, young
شکل (Shape) → round, square
رنگ (Color) → red, dark
اصل/ملیت (Origin) → American, Persian
جنس (Material) → wooden, metal
نوع/کاربرد (Purpose) → sleeping bag, running shoes
اسم (Noun)
مثال:
a beautiful small old round dark wooden Japanese tea table
در جمله پاراگراف اول:
very large = اندازه
dense = شدت/کیفیت
dark = رنگ
Paragraph 2
A group of monkeys arrived in the forest. It was winter season, and the monkeys struggled hard to survive the freezing cold nights. They were searching for fire to keep warm.
«گروهی از میمونها وارد جنگل شدند. فصل زمستان بود و میمونها سخت تقلا میکردند تا از شبهای بسیار سرد جان سالم به در ببرند. آنها دنبال آتش میگشتند تا گرم بمانند.»
arrive = رسیدن، وارد شدن
winter season = فصل زمستان
struggle = تلاش سخت کردن، تقلا کردن
survive = زنده ماندن، جان سالم به در بردن
freezing cold = بسیار سرد، یخبندان
search for = دنبال چیزی گشتن
keep warm = گرم ماندن
A group of + plural noun
این ساختار به معنای «یک گروه از …» است.
فرمول:
A group of + اسم جمع
مثال:
a group of students
a group of birds
a group of monkeys (همین جمله)
نکته مهم:
فعل همیشه با اسم بعد از “of” هماهنگ میشود، نه با “group”.
در نتیجه اگرچه “group” مفرد است، اما چون “monkeys” جمع است → فعل جمع میگیرد.
در جمله:
“A group of monkeys arrived …”
arrived فعل گذشته و مفرد/جمع بودنش مهم نیست چون گذشتهی ساده در انگلیسی شکلش یکسان است.
Freezing cold
این یک ترکیب صفتی (compound adjective) است.
freezing = بسیار سرد
cold = سرد
این عبارت شدت سرما را تقویت میکند.
to keep warm — مصدر با to برای بیان هدف (Infinitive of Purpose)
فرمول:
to + base verb
کاربرد:
برای بیان «هدف انجام کار»
مثال:
I exercise to stay healthy.
She studies to get better grades.
در این جمله:
They were searching for fire to keep warm
یعنی هدف از گشتن → گرم ماندن
Paragraph 3
One night, they saw a firefly and mistook it for a spark of fire. All the monkeys in the group shouted, ‘Fire, Fire, Fire! Yeah, we got fire!’
«یک شب، آنها یک کرمِ شبتاب دیدند و آن را با جرقهای از آتش اشتباه گرفتند. همهی میمونهای گروه فریاد زدند: “آتش! آتش! آتش! بله، ما آتش پیدا کردیم!”»
firefly = کرم شبتاب
mistake something for something = چیزی را با چیزی اشتباه گرفتن
spark = جرقه
shout = فریاد زدن
we got fire = آتش پیدا کردیم / آتش گیرمان آمد
mistook it for a spark of fire
این یک ساختار مهم و کاربردی است:
mistake A for B
یعنی: A را با B اشتباه گرفتن
این فعل کاملاً بیقاعده است:
Base: mistake
Past: mistook
Past participle: mistaken
فرمول ساخت جمله:
Someone + mistakes/mistook + A + for + B
مثال:
She mistook salt for sugar.
They mistook the shadow for a person.
در داستان:
They mistook it (firefly) for a spark of fire.
a spark of fire
این ساختار ترکیب اسمی است (Noun phrase).
spark = جرقه
a spark of fire = یک جرقه آتش
فرمول این ساختار:
a + noun + of + larger noun
برای اشاره به «جزء کوچک از یک چیز بزرگتر»
مثالهای مشابه:
a piece of cake
a drop of water
a bit of sugar
All the monkeys in the group shouted…
دو نکته مهم:
All + plural noun
All the monkeys = همهی میمونها
فرمول:
All + the + اسم جمع
یا
All + ضمیر جمع (all of them)
Past simple again
shouted = گذشتهٔ shout (فعل منظم)
Base: shout
Past: shouted
Participle: shouted
Fire, Fire, Fire! Yeah, we got fire!
جملهٔ محاورهای “We got fire”
در انگلیسی روزمره بجای “We have fire” استفاده میشود.
got اینجا زمان گذشته نیست
نقش “have” دارد
مثل جمله معروف:
We got a problem → یعنی We have a problem
Paragraph 4
A couple of monkeys tried to catch the firefly, but it escaped. They were sad because they could not catch the fire. They were talking to themselves, saying that they couldn’t survive the cold if they didn’t get the fire.
«چند تا از میمونها تلاش کردند تا کرم شبتاب را بگیرند، اما آن فرار کرد. آنها ناراحت بودند چون نمیتوانستند آتش را بگیرند. آنها با خودشان حرف میزدند و میگفتند که اگر آتش را پیدا نکنند نمیتوانند از سرما جان سالم به در ببرند.»
a couple of = چند تا / دو سه تا
try to (do something) = تلاش کردن برای انجام کاری
catch = گرفتن / قاپیدن
escape = فرار کردن
could not / couldn’t = نمیتوانستند
talk to themselves = با خود حرف زدن
survive = زنده ماندن / دوام آوردن
معنی: «دو تا / چند تا از …»
این عبارت جمع است و فعل جمع میگیرد.
مثال:
A couple of students are waiting.
A couple of friends came over.
در داستان:
A couple of monkeys tried …
تعداد چند تا میمون.
فرمول:
try + to + base verb
کاربرد:
برای بیان تلاش برای انجام کاری.
مثال:
Try to study harder.
She tried to open the door.
در متن:
tried to catch
سه حالت:
Base: catch
Past: caught
Past participle: caught
در جمله:
“tried to catch” → مصدر است
“could not catch” → بعد از could همیشه شکل ساده میآید (نمیشود could not caught)
فعل escape با قاعده است:
escape → escaped
در اینجا گذشتهٔ ساده برای بیان یک اتفاق کامل در گذشته.
این یک جمله ترکیبی علت و معلول است:
because = چون / بهخاطر اینکه
ساختار:
Main clause + because + reason clause
فعل کمکی could (گذشتهٔ can)
کاربرد:
برای توانایی یا ناتوانی در گذشته
بعد از آن فعل ساده میآید
مثال:
I could not see anything
She couldn’t move
در متن:
They could not catch
they couldn’t survive
این زمان Past Continuous است.
فرمول:
was/were + verb-ing
کاربرد:
عملی که در گذشته در جریان بوده
یا پسزمینهٔ داستان
در متن:
They were talking
یعنی «داشتند با خودشان حرف میزدند»
حرف ربط that → برای نقل قول غیرمستقیم (Reported Speech)
ساختار:
verb (say, think, believe…) + that + clause
مثال:
She said that she was tired.
جمله:
“they couldn’t survive the cold if they didn’t get the fire.”
این یک شرطی واقعی یا نوع دوم؟
ساختارش:
if + past simple
would/could + base verb
اما در این جمله “would” حذف شده چون در زبان محاورهای گاهی حذف میشود.
معنی:
«نمیتوانستند زنده بمانند اگر آتش پیدا نمیکردند.»
در واقع شرطی نوع دوم با حذف would:
اصل کاملش:
They couldn’t survive if they didn’t get the fire.
و معنایش کاملاً شرطی است.
Paragraph 5
The next night, they saw many fireflies again. After several attempts, the monkeys caught a few fireflies. They put the fireflies in a hole they dug in the ground and tried to blow on the flies.
«شب بعد، آنها دوباره تعداد زیادی کرم شبتاب دیدند. پس از چندین تلاش، میمونها چند کرم شبتاب گرفتند. آنها کرمها را در سوراخی که در زمین کنده بودند گذاشتند و تلاش کردند روی کرمها بدمند.»
attempt = تلاش
caught = گذشتهٔ catch
a few = تعداد کمی (اما مثبت، یعنی «چند تا»)
hole = سوراخ، گودال
dig = کندن
blow on = روی چیزی فوت کردن، دمیدن
فعل see → بیقاعده
سه حالت:
Base: see
Past: saw
Past participle: seen
many → برای اسمهای قابل شمارش جمع
fireflies → جمعِ firefly
firefly (singular)
fireflies (plural) → با تغییر y به i و اضافه کردن es
ساختار قید زمانی (time phrase)
فرمول:
After + noun / gerund / clause
اینجا:
After + noun phrase → several attempts
معنی: «بعد از چندین تلاش»
فعل catch → بیقاعده
Past = caught
a few → چند تا (مثبت)
تفاوت مهم:
few = خیلی کم، تقریباً هیچ (منفی)
a few = چند تا، کافی (مثبت)
مثال:
I have a few friends. (چندتا دوست دارم → کافیه)
I have few friends. (دوست کمی دارم → ناراضی)
فعل put → بیقاعده
سه حالتش یکسان است:
Base: put
Past: put
Past participle: put
پس در گذشته هم شکلش تغییر نمیکند.
این جمله یک ساختار مهم دارد که به آن defining relative clause بدون who/which/that گفته میشود.
در اصل جمله این است:
a hole that they dug in the ground
که در آن that حذف شده.
این حذف زمانی مجاز است که:
relative clause فاعل نباشد
مفعول باشد
در این جمله:
they dug a hole
a hole → مفعول
بنابراین حذف that مجاز است.
فعل dig → بیقاعده
سه حالت:
Base: dig
Past: dug
Participle: dug
فعل try to → تلاش کردن برای
(ساختارش را در پاراگرافهای قبل گفتیم)
فعل blow → بیقاعده
سه حالت:
Base: blow
Past: blew
Participle: blown
در این جمله blow به صورت مصدر آمده چون بعد از try است:
try to blow
blow on = روی چیزی دمیدن
Paragraph 6
They blew on the flies very hard without knowing the fact that they were flies!
«آنها خیلی محکم روی مگسها (کرمها) دمیدند بدون اینکه بدانند حقیقت این است که آنها مگس هستند!»
(در متن fireflies اشاره میشود اما نویسنده از کلمه flies استفاده کرده که شکل کوتاهشده است و طنز جمله را بیشتر میکند.)
blew = گذشتهٔ blow (دمیدن)
without knowing = بدونِ اینکه بدانند
fact = حقیقت
the fact that… = این حقیقت که…
فعل blow → بیقاعده (irregular)
سه حالت:
Base: blow
Past: blew
Participle: blown
اینجا از حالت گذشته استفاده شده:
blew
ساختار:
blow on something → روی چیزی دمیدن
قید (adverb)
hard = شدید، محکم
very = قید تقویت کننده
نکته:
hardly معنی «به ندرت» میدهد و کاملاً متفاوت است.
فرمول بسیار مهم:
without + verb-ing
معنی:
«بدون اینکه …»
مثال:
He left without saying goodbye.
She ate without washing her hands.
در متن:
without knowing
یعنی: بدون اینکه بدانند
این یک ساختار رسمیتر و تأکیدی است.
کاربرد:
برای بیان یک واقعیت مهم یا شوکآور یا تأکیدی.
فرمول:
the fact that + clause (جمله کامل)
مثال:
The fact that he lied surprised me.
در متن:
the fact that they were flies
این حقیقت که آنها مگس بودند!
were → گذشتهٔ be
flies → جمعِ fly
fly → flies (y → ies)
ساختار سادهی گذشته:
Subject + was/were + noun/adjective
Paragraph 7
An owl was watching the monkeys’ activities. The owl approached the monkeys and told them, “Hey, those are not fire! They are flies. You won’t be able to make fire from them!”
«یک جغد داشت فعالیتهای میمونها را تماشا میکرد. جغد به میمونها نزدیک شد و به آنها گفت:
“هی، اینها آتش نیستند! اینها مگس هستند. شما نمیتوانید از آنها آتش درست کنید!”»
owl = جغد
activity / activities = فعالیت / فعالیتها
approach = نزدیک شدن / (معنی دیگر رویکرد)
flies = مگسها
be able to = قادر بودن به
make fire = آتش درست کردن
زمان گذشته استمراری (Past Continuous)
فرمول:
Subject + was / were + verb‑ing
معنی:
کاری که در گذشته در حال انجام بود.
مثال:
She was reading a book.
They were playing football.
در داستان:
The owl was watching
apostrophe بعد از جمع
monkeys’ = متعلق به میمونها
ساختار:
plural noun + ’ + noun
مثال:
students’ books
teachers’ room
در متن:
monkeys’ activities
فعالیتهای میمونها
فعل approach یعنی نزدیک شدن.
فعل معمولاً بدون to میآید.
درست:
approach someone
غلط:
approach to someone
مثال:
She approached the teacher.
ساختار مهم:
will + not + be able to + verb
معنی:
«نخواهید توانست»
مثال:
I will be able to help you.
She won’t be able to come.
در داستان:
You won’t be able to make fire
ساختار:
make something from something
معنی:
چیزی را از چیز دیگری ساختن
مثال:
make wine from grapes
make paper from wood
در داستان:
make fire from them
Paragraph 8
The monkeys laughed at the owl. One monkey replied to the owl, “Hey, old owl, you don’t know anything about how to make fire. Don’t disturb us!”
«میمونها به جغد خندیدند. یکی از میمونها به جغد پاسخ داد:
“هی جغد پیر، تو هیچ چیزی دربارهٔ اینکه چگونه آتش درست کنیم نمیدانی. مزاحم ما نشو!”»
laugh at = به کسی خندیدن / مسخره کردن
reply = پاسخ دادن
old owl = جغد پیر
disturb = مزاحم شدن
فعل laugh با at میآید.
ساختار:
laugh at someone
معنی:
به کسی خندیدن / کسی را مسخره کردن
مثال:
They laughed at him.
The children laughed at the clown.
در داستان:
The monkeys laughed at the owl
فعل reply همیشه با to میآید.
ساختار:
reply to someone
مثال:
She replied to my question.
He replied to the teacher.
در متن:
One monkey replied to the owl
ساختار منفی با anything
در جملات منفی معمولاً از anything استفاده میکنیم نه something.
مثال:
I don’t know anything.
She didn’t say anything.
در داستان:
you don’t know anything
این یک ساختار ترکیبی مهم است.
how + to + verb
معنی:
چگونه کاری را انجام دهیم
مثال:
I know how to cook.
She knows how to drive.
در داستان:
how to make fire
فعل امر منفی (Negative Imperative)
فرمول:
Don’t + base verb
مثال:
Don’t talk.
Don’t run.
Don’t touch it.
در متن:
Don’t disturb us
Paragraph 9
The owl warned the monkeys again and asked them to stop their foolish act. “Monkeys, you cannot make fire from flies! Please listen to my words.”
«جغد دوباره به میمونها هشدار داد و از آنها خواست کار احمقانهٔ خود را متوقف کنند.
“میمونها، شما نمیتوانید از مگسها آتش درست کنید! لطفاً به حرفهای من گوش دهید.”»
warn = هشدار دادن
foolish = احمقانه
act = عمل / کار
listen to = گوش دادن به
words = سخنان / حرفها
فعل warn یعنی هشدار دادن.
ساختار:
warn someone
یا
warn someone about something
مثال:
The teacher warned the students.
The doctor warned him about smoking.
در داستان:
The owl warned the monkeys
ساختار بسیار مهم:
ask + someone + to + verb
معنی:
از کسی خواستن کاری انجام دهد.
مثال:
She asked me to help.
The teacher asked us to sit down.
در متن:
asked them to stop
فعل stop وقتی بعدش فعل بیاید معمولاً ing میگیرد.
فرمول:
stop + verb‑ing
مثال:
stop talking
stop running
stop shouting
در داستان:
stop their foolish act
(در اینجا بعد از stop اسم آمده)
صفت + اسم
foolish = احمقانه
act = عمل
مثال:
foolish decision
foolish behavior
فعل listen همیشه با to میآید.
listen to someone
مثال:
Listen to me.
Listen to your teacher.
در داستان:
listen to my words
Paragraph 10
The monkeys continued trying to make fire from the flies.
«میمونها همچنان تلاش کردند از مگسها آتش درست کنند.»
یا طبیعیتر:
«میمونها به تلاش برای درست کردن آتش از مگسها ادامه دادند.»
continue = ادامه دادن
continue doing something = ادامه دادن یک کار
try / trying = تلاش کردن
make fire = آتش درست کردن
فعل continue یعنی ادامه دادن.
مثال:
She continued the story.
They continued their work.
در متن:
The monkeys continued
یک ساختار بسیار رایج:
continue + verb‑ing
معنی:
ادامه دادن یک عمل
مثال:
continue reading
continue working
continue studying
در داستان:
continued trying
ساختار تلاش برای انجام کاری:
try + to + verb
مثال:
try to learn
try to help
try to open
در داستان:
trying to make fire
همان ساختار قبلی:
make something from something
مثال:
make cheese from milk
make paper from wood
در داستان:
make fire from the flies
Paragraph 11
The owl told them again to stop their foolish act. “You are struggling so much. Go take shelter in a nearby cave. You can save yourselves from the freezing cold! You won’t get fire!”
«جغد دوباره به آنها گفت که کار احمقانهٔ خود را متوقف کنند.
“شما دارید خیلی خودتان را به زحمت میاندازید. بروید در یک غار نزدیک پناه بگیرید. میتوانید خودتان را از سرمای یخزننده نجات دهید! شما آتش بهدست نخواهید آورد!”»
struggle = تقلا کردن، به زحمت افتادن
so much = خیلی، به شدت
take shelter = پناه گرفتن
nearby = نزدیک
cave = غار
save yourselves = خودتان را نجات دهید
freezing cold = سرمای یخزننده
won’t get = نخواهید گرفت / بهدست نخواهید آورد
ساختار مهم:
tell + someone + to + verb
مثال:
She told me to wait.
He told them to leave.
در داستان:
told them to stop
struggle = تقلا کردن، سخت تلاش کردن
این جمله در زمان حال استمراری است:
Subject + be + verb‑ing
مثال:
You are working hard.
They are trying.
در متن:
You are struggling so much
یعنی خیلی دارید خودتان را اذیت میکنید.
این ساختار، فعل امر دوگانه است:
go + base verb
حرکت + انجام کار
مثال:
Go wash your hands.
Go finish your homework.
در متن:
Go take shelter
ساختار:
take shelter = پناه گرفتن
nearby = نزدیک (صفت یا قید)
مثال:
a nearby house
a nearby forest
در داستان:
a nearby cave
save = نجات دادن
yourselves = ضمیر انعکاسی جمع
ضمیرهای انعکاسی جمع:
ourselves
yourselves
themselves
در متن:
save yourselves
freezing = یخزننده
cold = سرما
ترکیب: freezing cold
یعنی «سرمای شدید و یخزننده»
ساختار آیندهٔ منفی:
will not = won’t
won’t + base verb
مثال:
You won’t win.
She won’t understand.
در متن:
You won’t get fire
یعنی:
هر کاری کنید، آتش نخواهید ساخت.
Paragraph 12
One monkey shouted at the owl, and the owl left the place.
«یکی از میمونها سرِ جغد فریاد زد و جغد آنجا را ترک کرد.»
یا طبیعیتر:
«یکی از میمونها سر جغد داد زد و جغد از آنجا رفت.»
shout = فریاد زدن
shout at = سرِ کسی داد زدن
leave = ترک کردن
place = مکان / محل
همان ساختاری که قبلاً داشتیم:
one of + plural
اما اینجا سادهتر است:
one + singular noun
مثال:
One student came.
One boy answered.
در داستان:
One monkey
فعل shout با at میآید وقتی با عصبانیت به کسی فریاد میزنیم.
ساختار:
shout at someone
مثال:
He shouted at me.
The teacher shouted at the boys.
در متن:
shouted at the owl
فعل leave (فعل بیقاعده)
سه حالت:
leave
left
left
معنی: ترک کردن
مثال:
She left the room.
They left the city.
در داستان:
the owl left the place
Paragraph 13
The monkeys continued their foolish activity for several hours, and it was almost midnight. They were very tired and finally realized that the owl’s words were correct and they were trying to blow on flies.
«میمونها فعالیت احمقانهٔ خود را برای چندین ساعت ادامه دادند و تقریباً نیمهشب شده بود.
آنها خیلی خسته بودند و سرانجام فهمیدند که حرفهای جغد درست بوده و آنها داشتند روی مگسها فوت میکردند.»
continue = ادامه دادن
foolish = احمقانه
activity = فعالیت
several hours = چندین ساعت
almost = تقریباً
midnight = نیمهشب
tired = خسته
finally = سرانجام / بالاخره
realize = فهمیدن / متوجه شدن
correct = درست
blow = فوت کردن
flies = مگسها
ساختار:
continue + noun
مثال:
continue the work
continue the game
در متن:
continued their foolish activity
برای نشان دادن مدت زمان از for استفاده میشود.
ساختار:
for + period of time
مثال:
for two hours
for many days
for several hours
almost = تقریباً
ساختار:
almost + time / number
مثال:
almost finished
almost ten o’clock
almost midnight
زمان گذشته ساده با فعل to be
ساختار:
subject + was / were + adjective
مثال:
She was happy.
They were tired.
در داستان:
They were very tired
finally = بالاخره / سرانجام
ساختار مهم:
realize that + sentence
مثال:
I realized that I was wrong.
She realized that the answer was correct.
در متن:
realized that the owl’s words were correct
s' برای مالکیت
owl’s words
یعنی:
کلمات / حرفهای جغد
گذشته استمراری:
subject + was/were + verb‑ing
در متن:
they were trying
و بعد:
try to + verb
try to blow
ساختار:
blow on + something
مثال:
blow on the fire
blow on the soup
در داستان:
blow on flies
Paragraph 14
They took shelter in the cave and escaped from the cold.
We may go wrong many times and should seek and accept the advice and suggestions provided by others.
«آنها در غار پناه گرفتند و از سرما گریختند.
ما ممکن است بارها اشتباه کنیم و باید به دنبال نصیحت و پیشنهادهایی که دیگران به ما میدهند باشیم و آنها را بپذیریم.»
take shelter = پناه گرفتن
cave = غار
escape from = فرار کردن از / نجات یافتن از
go wrong = اشتباه کردن / خطا رفتن
seek = جستجو کردن، دنبال چیزی بودن
advice = نصیحت (اسم غیرقابل شمارش)
suggestion = پیشنهاد
provide = ارائه دادن، فراهم کردن
provided by others = ارائهشده توسط دیگران
فعل مرکب:
take shelter = پناه گرفتن
در گذشته ساده:
take → took
مثال:
They took shelter under a tree.
We took shelter from the rain.
در متن:
They took shelter in the cave.
escape = فرار کردن / رهایی یافتن
escape from = از چیزی رها شدن
مثال:
escape from danger
escape from the heat
escape from trouble
در متن:
escaped from the cold
عبارت اصطلاحی (idiom)
به معنای «اشتباه کردن»، «خطا رفتن»، «کارها درست پیش نرفتن»
ساختار:
go wrong = اشتباه شدن / اشتباه کردن
در جمله:
We may go wrong many times.
ساختار با modal verb
may + base verb
may → بیان احتمال
مثال:
It may rain.
She may come later.
در متن:
We may go wrong many times.
«ممکن است بارها اشتباه کنیم»
دو فعل پشت سر هم بعد از should
should + verb (بدون to)
seek = جستجو کردن
accept = پذیرفتن
ساختار:
should seek and accept …
مثال:
You should learn and practice.
We should listen and understand.
در متن:
We should seek and accept advice and suggestions.
چند نکته مهم:
advice اسم غیرقابل شمارش
(نمیگوییم advices)
suggestions قابل شمارش (جمع)
provided by others
ساختار مجهول (passive) بهصورت عبارت وصفی
provide = ارائه دادن
provided by others = ارائه شده توسط دیگران
کاربرد:
این عبارت توضیح بیشتری درباره advice و suggestions میدهد.
این پاراگراف از and برای ساختن جملههای ترکیبی استفاده میکند:
took shelter and escaped
seek and accept
advice and suggestions
and در این متن نقش مهمی در پیوند افعال و اسمها دارد.