ویرگول
ورودثبت نام
Just a Girl
Just a Girlیه دختر 25 ساله که دلش میخواد خودش و دنیای اطرافش رو بفهمه
Just a Girl
Just a Girl
خواندن ۲ دقیقه·۲ ماه پیش

تنهاییم رو دزدید و من تنهاتر شدم

شده تو اوج تنهایی آرزو کنی یکی بود که حال‌ات رو می‌فهمید؟ که اون حس‌های لعنتی ای که تجربه کردی براش عجیب نبود؟ یاری که پیش‌اش حتی شده قد یه نخود، حس شنیده شدن پیدا می‌کردی؟ این چیزا قشنگه ولی از من بشنو، اون قدرها هم تسکین‌ات نمی‌ده.

شاید بگی چرا؟ چون تنهایی یه درده ولی از دست دادن تنهایی هزار درد.

اگه به قول اهنگ گوگوش "بذار قسمت کنیم تنهایی امون رو"، تنهایی ات رو با تنهایی یکی دیگه بذاری توی یه سفره، اولش خیلی قشنگه. یهو حس می‌کنی وارد یه جزیره خوش رنگ و لعاب شدی. همه چیز نسبت به قبل، زنده‌تر و واقعی‌تر شده. به جای اینکه با خودت حرف بزنی با یه آدم دیگه داری حرفای عمیق توی ذهن‌ات رو میگی. اون مثل خودت به حرفات جواب نمی‌ده، گاهی تو رو به چالش می‌کشونه، گاهی تو رو می‌خندونه. گاهی میگه ولش کن این حرفا رو، بریم خیابون ولیعصر رو بگردیم؟

اگر علایق مشترک زیادی هم داشته باشین که میشه نور علی نور، چه تفریحات و لذت‌هایی که می‌تونی باهاش قسمت کنی.

اما این رابطه هر چی عمیق‌تر شه، این وسط یه چیزایی تغییر می‌‌کنه. اول از همه احتمالا تنهایی‌ات رو از دست می‌دی. انقدر به بودن‌اش عادت می‌کنی که دیگر نمی‌دونی قبلا تنهایی چطور می‌گذروندی، اون خود قبلی‌ات که تنها بود، برای همیشه از کالبد وجودت می‌ره. خود قبلی‌ات رو یادته که قبلنا با آرشیو فیلم‌های فاخری که عمرا کسی دیده باشه عشق می‌کرد و نقدشون رو یه گوشه‌ای‌ می‌نوشت؟ تمام این لذت‌های تک نفره تبدیل میشن به یه خاطره دور.

حالا اگه یه روزی این یار تازه یافته رو از دست بدی میخوای چه کنی؟ حتی اگه بره سفر و ماهی یه بار ببینیش چی؟ اگه حتی یه روزی اون تو زندگیت باشه ولی اون آدم سابق نباشه چی؟ و هزاران اگر دیگه که هر روز داره واسه یکی از ما رخ می‌ده.

این جاست که وابستگی خودشو نشون می‌ده، تسلیت می‌گم، تو معتاد شدی به یه آدم دیگه.

اینجا جاییه که از تنهایی هم سخت تره. چون تنهایی و چگونه گذراندن اش همه اش دست خودت بود، اما این وضعیت به قول مهندسا، یه وضعیت پیچیده چند متغیره است.

خلاصه که اگر یه وقت خواستی با یکی دیگه، تنهایی ات رو بسپاری به باد، حواست به ریسکی که می‌کنی، باشه.

دوست داشته شدن قشنگه، بودن کنار کسی که پیش‌اش آروم باشی قشنگه، اما یادت باشه همیشه فضایی برای تنهایی خودت باقی بذاری.

هیچوقت نذار این "مایی" که ساختین، "تو" رو با خودش ببلعه‌. چون ممکنه اون "ما"، یه روزی به هر دلیلی نباشه، اما برای ادامه راه، همیشه به "تو" نیازه.

تنها کسی که همیشه باهاته، خودتی.

پس چه تنهایی، چه با کسی در ارتباط هستی، با خود تنهات خوب باش و یاد بگیر که لذت ببری از کنار خودت بودن. در این صورت، اگر کسی هم اومد تو زندگیت، فقط کامل ترش می‌کنه. چون تو از قبل کامل بودی و خواهی موند.

ممنون که وقت گذاشتی. اگه مثل من این حسا رو تجربه کردی، کامنت ها جای گفتن‌اشه.

تنهاییرابطهخودشناسیعشقتنها
۳
۲
Just a Girl
Just a Girl
یه دختر 25 ساله که دلش میخواد خودش و دنیای اطرافش رو بفهمه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید