
"از تکه تکه شدن لحظهها میترسم
از اینکه هر صبح، کمی کمتر خودم باشم
و هر شب، کمی بیشتر غریبه"
"از آینهها میترسم
که هر روز تصویری آشناتر
و حقیقتی غریبهتر نشانم میدهند"
"از این فاصله میترسم
بین آنکه بودم و آنکه شدهام
بین رویاهای دیروز
و واقعیتهای امروز"
"از این بیداریهای ناگهانی میترسم
وقتی میان یک خنده
یکهو میفهمم
چقدر از خودم دور افتادهام"
"و از این تکرار میترسم
که هر روز، همان دیروز است
با صورتی تازهتر
و روحی خستهتر"