maryam.kn·۴ روز پیشبیستسالگی منسلام عزیزم؛ نمیدونم کی، چه ساعتی، چه سال و چهماهی این نامه رو باز بخونی .از گرم ترین روزهای سال در حال نوشتنم در این مکان، امروز فهمیدم د…
maryam.kn·۱۵ روز پیشبستریاگه میتونستم کل خاطرات بچگیم رو اتیش میزدم.الخصوص این یکی خاطره رو ..ورژن من هفت، هشت ساله و فاطمه توی تاکسی.وقتی بعد از یک ساعت و چهل دقیق…
maryam.kn·۱۸ روز پیشعادت نکردهبیا باهم تصویر فکری ببینیم.من هنوز هم میرسم نزدیکای اون جاده و راه کذاییچشمامو میبندم، میبندم و ت ذهنم مرور میکنم ک الان عمه تابلو رو ببی…
maryam.kn·۱ سال پیشفلفل هندیحال محرویان سیاهُ .. فلفل هندی سیاه هر دو جانسوز است، اما این کجا و آن کجاشاعر به شکلی ظریف میگه درسته فلفل سیاه و رخسار سیاهچردهی معشوق،…