الف نوشته·۴ روز پیشنه مرده، نه زنده؛ معتاد به زندگی نباتیمن نمردهام، زندهام نیستم، اصراری به بودن نیست اما...
الف نوشتهدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۱ ماه پیشمیشود روزی، ذره ذرهات را به نگاه آفتاب میکِشم...روزی به این زندان، آفتاب هجرت خواهد کرد؛ روزی...
الف نوشته·۲ ماه پیشمن مردهام؛ لطفا در آسمان خاکم کنید...ارتفاعش زیاد است ولی، از آن بالا همه چیز زیباست...
الف نوشتهدراز دل·۶ ماه پیشصدایم کن؛ به هر چه تو میخواهی...به -جهانی- که «ه» ندارد؛ جهان من خون گریه میکند.
الف نوشتهدرنامـهای به تو که نمیخوانی·۶ ماه پیشیک خط تافته جدای بافته (شُریان)به تو که هیچ وقت نمیخوانی!
الف نوشتهدروارون·۶ ماه پیشما خوبیم و این یک نفرین است...نفرین شدهایم و این نتیجه خوب بودنمان بود؛...