
زیبای من! وقتی که آمدی زندگی ام پر رنگ ز رنگ عشق زیبایت شد ، تمام دنیا برایم معنای عشق پیدا کرد و ایزد را تنها در جادوی چشمانت می دیدم! همه اشک هایم ز بحر عشق تو ریخت و تمام خنده هایم ز زیبایی گل های سرخ گونه ات! تمام زندگی ام چهارچوبی در عشق زیبایت شد و تمام رویایم تو! گویی که این گیتی من در چشم های زیبایت خلاصه میشد. با دیدنت مست میشدم و با آغوشت ساغر می شکستم! تمام هستی ام آیه روشنی ست که تو آن را بر روح من خواندی ، تو بودی ای عشق، که بر روحم دمیدی و تو هستی که مرا ز هم میشکنی! با صدایت بند دلم را ز هم تنیدی و با ندایت مرا به عرش بردی ، جان من ! بعد از عشقت تمام گل ها و زیبایی های این گیتی را آیتی ز تو می بینم ، و دوست دارم که تو را بنگرم تا آنقدر با نگاهت مست شوم که هیچ چیز مرا ز آغوش گرمت بیدار نکند و بر روی شانه هایت به خواب مستی روم!