
مهرداد عزیز میم.سین از من خواست شعرهایم را از دفترچهی کوچکم بیرون بیاورم و برایش بخوانم پس مینویسم:
معشوق من
همچون خداوندی در معبد نپال
گوئی از ابتدای وجودش
بیگانه بوده است
او، مردیست از قرون گذشته
یادآور اصالت زیبائی.
معشوق من
انسان سادهئیست
انسان سادهئی که من او را
در سرزمین شوم عجایب
چون آخرین نشانۀ یک مذهب شگفت
در لابلای بوته پستانهایم
پنهان نمودهام…
_فروغ فرخزاد
فروغ این چنین معشوقش را توصیف میکند و من نیز میخواهم اینگونه بگویم که:
معشوق من چون فروغ، ساکت و آرام است،
در دستان خود تن بی جان مرا
چون تنِ ماهِ سفر کرده در تمام شب
میکشد این سو و آن سو
معشوق من آرام طوفان میکند،
گویی که از سیمرغ ها پرواز آموخته و پیکار.
از همان آتش که برخاسته،
آتشی در دل و چشمانم می افروزد.
معشوق من سخت دلانگیز است،
همچو پروانه در آغوش گل و گاه شمعی سوزناک؛
بالهایم را نوازش و گاه میسوزاند.
معشوق من زیباست،
مثل عطر باران و نفس های گلبرگهاست؛
بعد شب های سرد و سخت،
مثل یک خورشید میدمد نور و مرا تا ماه می بوسد.
من پری کوچک غمگینی را
میشناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نیلبک چوبین
مینوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه میمیرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
☆☆☆☆
کاش چون پائیز بودم
کاش چون پائیز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینهام پر درد میشد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ میزد
وه چه زیبا بود اگر پائیز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
_فروغ فرخزاد
کاش...
از حمید مصدق بخوانیم:
چه کسی خواهد دید،
مردنم را بی تو؟
بی تو مردم، مردم
گاه میاندیشم،
خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی، روی تو را
کاشکی میدیدم.
شانه بالا زدنت را بی قید
و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که،
_عجیب، عاقبت مرد؟
_افسوس!
_کاشکی میدیدم!
من به خود میگویم
چه کسی باور کرد،
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟
_حمید مصدق
او با عشقی به غم نشسته میگوید:
تو بهاری؟ _نه،
_بهاران از توست.
از تو میگیرد وام،
هر بهار این همه زیبایی را.
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو!
سبزی چشم تو_
_دریای خیال.
پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز،
مرغ سبز تمنایم را.
ای تو چشمانت سبز
در من این سبزی هذیان از توست.
_حمید مصدق