محمد حسین وایکینگ·۲ روز پیشبالدر صفر به غرب11از پیکر نورانی به والهالاشنهای سفید زیر پای بالدر لرزیدند.نور پیکر درخشان شدت گرفت، تا جایی که دیگر شکل را نمیشد تشخیص داد—فقط **درخشش مط…
محمد حسین وایکینگ·۳ روز پیشبالدر صفر به غرب10رسیدن به ساحل پاروی آخر که به آب خورد، دراکار مثل جانوری زخمی نفس آخرش را کشید و **پیش رفت**. خط نور در افق از یک مه باریک… تبدیل شد به چی…
محمد حسین وایکینگ·۳ روز پیشبالدر صفر به غرب۸خنجر خونیبالدر نفسش را در سینه حبس کرد. میدانست آنچه میخواهد انجام دهد، از هر نبرد وایکینگی ترسناکتر است: «بریدن چیزی که دیده نمیشود……
محمد حسین وایکینگ·۵ روز پیشتور آتشین(Viking) اسطوره اسکاندیناویتبعیدی تبدیل)(Viking)(به پادشاهی اودین، بی آنکه بداند این نامه از چه دستی آمده، آن را خواند و چهرهاش سنگ شد.لوکی در نامه نوشته بود:> «اگر ت…
محمد حسین وایکینگ·۵ روز پیشتور آتشین(Viking) اسطوره اسکاندیناویتبعیدی تبدیل ,Viking, به پادشاهی از همان سالهای نخست، در تمام آسگارد میگفتند که اگر ثور خشم آسمان است، تور آتشین خشم زمین است؛ دو نیرویی…
محمد حسین وایکینگ·۵ روز پیشVikingمارا در روبیکا دنبال کنید ـvikings9000 ما در خدمت کسانی هستیم که علاقه مند به وایکینگ ها هستند ، از کلیپ گرفته تا موزیک ، و کلیپ درباره
محمد حسین وایکینگ·۲۵ روز پیشبالدر صفر به غرب7Viking بالدر هنوز طعم آن تاریکی را در ذهنش حس میکرد؛ مثل بویی که از لباس آدم پاک نمیشود. اما **غریزهٔ بقا** در او بیدار شده بود. اگر نگرا…
محمد حسین وایکینگ·۱ ماه پیشبالدر صفر به غرب 6حالا بالدر وارد قلمرویی میشود درون ذهنش و با کابوسهای وحشت ناک روبرو می شود که باید مقابل آنها بیستد و مبارزه کند تا زنده بماند
محمد حسین وایکینگ·۱ ماه پیشبالدر صفر به غرب5Viking تاریکی نفس میکشه ،بازوی سوم، ضخیم و پوشیده از پوستهای در حال پوسیدن، از دل آب بیرون آمد و روی عرشهٔ دراکار فرود آمد. چنان ضربهای…
محمد حسین وایکینگ·۱ ماه پیشبالدر صفر به غرب 3Viking موجودِ بیچهره آرام از شکاف میان استخوانها بیرون خزید. هر قدمی که روی عرشهٔ کشتی مردگان میگذاشت، صدای خرد شدن استخوانها زیر وزنش…