فهیمه ادبی·۱۴ روز پیشرشتههای خاموشامروز حوالى ساعت هشتونيم، از منزل خارج شدم. مرضیه هنوز در خاب بود، اما صداى نالههاى گاهوبیگاهش روحم را خراش مىداد. جاى پاكتِ محتوى ارز…
فهیمه ادبی·۱۸ روز پیشسنگینیِ سکوت-: «باز اینجایی؟ برو اتاقت، دختر… روی کاناپه که نشد جای خاب.»نمیداند در فضای بسته نفس کشیدن از یادم میرود. نمیداند، چیزی از هوا عبور می…
فهیمه ادبی·۱۸ روز پیشترافیک شمالترافیک کلافهام کرده. سوییچ را میچرخانم و اتومبیل خاموش میشود.مهری با لبخند لیوان چای را به سمتم میگیرد و میگوید:«اولین باری که از این…