
بیرون، برف بیوقفه میبارد
و جهان در سکوتی سفید فرو رفته است.
اینجا اما، کنار پنجرهای بخارگرفته،
کتابها نفس میکشند
و کلمات آرامآرام از میان خطوط سر برمیآورند.
زمستان فقط فصل سرما نیست؛
فصل مکث است،
فصل خیرهشدن به جزئیات کوچک،
به فنجانی که بخار میکند،
به نوری که روی کاغذ میافتد،
به فکری که هنوز جرأت نوشتن ندارد.
گاهی نوشتن یعنی
فقط نشستن
و اجازهدادن به جهان
که از پنجره وارد شود.