ویرگول
ورودثبت نام
مرجان امجد
مرجان امجداز سوگ شروع کردم و با نوشتن آرام شدم. ترم هشتم مدرسه‌ی سمر. تنهایی، عشق و بی‌زمانی، تم‌های ثابت جهان داستانی‌ منند.
مرجان امجد
مرجان امجد
خواندن ۱ دقیقه·۷ ماه پیش

از غم تا قلم

بعد از فوت برادرم، با غمِ بزرگی درونم روبه‌رو بودم. از آنجا که اهل بیانِ شفاهیِ غصه هایم نیستم، تصمیم گرفتم از غُصه هایم، قِصه بسازم.خیلی اتفاقی از طریق اینستاگرام با موسسه وزین سمر آشنا شدم که کلاسهایِ نویسندگی داشت. ثبت نام کردم برای آنکه بتوانم از حمید عزیزم بنویسم. فضای کلاسها انقدر امن و الهام بخش بود که ادامه دادم داستان نویسی را و الان ترم هشتم هستم. جا داره تشکر فراوان بکنم از همه اعضای انجمن سمر؛ بویژه استاد بسیار بسیار عزیزم، جناب دکتر علی اکبر ترابیان که بسیار آموختم از ایشان.

در نوشته هایم مضمونهایی مثل تنهایی، عشق، مرگ، بی‌زمانی، خانه بیشتر تکرار می‌شوند. داستان‌هایم معمولاً در مرز میان واقعیت و خیال شکل می‌گیرند؛ جایی ‌که زمان ثابت نمی‌ماند و آدم‌ها در مواجهه با غم، دلتنگی یا مکاشفه‌های ناگهانی، دوباره تعریف می‌شوند. دوست دارم داستان‌هایم آن‌قدر کشش داشته باشند که مخاطب، بعد از خواندنشان احساس نکند وقتش را تلف کرده، و توقع ندارم همه یک حس واحد را تجربه کنند.

داستان نویسیغممرگسورئالقصه
۱۳
۱۰
مرجان امجد
مرجان امجد
از سوگ شروع کردم و با نوشتن آرام شدم. ترم هشتم مدرسه‌ی سمر. تنهایی، عشق و بی‌زمانی، تم‌های ثابت جهان داستانی‌ منند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید