یکسال پیش نوشته ای در ویرگول گذاشتم و رفتم. با این فضا غریبه بودم البته که هنوز هم هستم ولی امروز که به واسطه نوشته عزیزی دیگر دوباره وارد سایت ویرگول شدم و وقتی میخواستم نظر بدهم مجبور شدم وارد اکانت خودم شوم تعجب کردم. نوشته من به اسم "زخم های شما ، برای کسی جز خود شما دردناک نیست..." بازدید گرفته و بود یک نظر هم داشت. کاربری به نام ریری برایم یک بخش از جمله ام را نوشته بود و چقدر این جملت را دوست داشتم، وقتی خودم دوباره جمله را خوندم متوجه شدم چقدر قشنگه واقعا. بعضی جملات خیلی قشنگ چیده شدند یا بهتره بگم چیده میشن. الان که دارم مینویسم با کیبورد دارم تایپ میکنم و تایپ ده انگشتی هم بلدم یعنی لحظه ای فاصله بین فکر کردن و تایپ کردنم نیست و اصلا راست شو بخواید نه پیش زمینه ای دارم که چی دارم مینویسم نه خط فکری ای گذاشتم که توی همون لاین بنویسم؛ فقط دارم با ذهنم همراهی میکنم و این ذهن و این ذهن و این ذهن... شاید ذهنم خیلی قبل تر از من راجع این جملات فکر کرده باشه و خیلی قبل تر همه این کلمات و نوشته باشه و جمله های طلایی نوشته اش هم بولد کرده باشه و من بعدا ها وقتی دوباره این نوشته را بخوانم بفهمم چقدر زیبا و جا افتاده نوشتم.
نمیدانم. به نظرم خیلی نوشته پریشانی شد
ولی اگر
نوشته را نخواندید
این جمله را بخوانید: بنویسیددد، بعدا یکی پیدا میشود که نوشته های شما را بخواند و در او تغییری ایجاد کند و شاید آن یکی خود شما باشید...