ویرگول
ورودثبت نام
مرضیه قاسمی نژاد
مرضیه قاسمی نژادگاهی برای دلم می‌نویسم 🖍 نه همیشه خوشحال، نه همیشه غمگین؛ دلنوشته‌هایم ✍️ از غم و نور⭐️ دیدن و سپاس از لحظه‌های کوچک و تمرینِ بودن در لحظه 🧘 💫🌿 بی‌جنگ؛ بی‌فرار 🤍🔮
مرضیه قاسمی نژاد
مرضیه قاسمی نژاد
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

برای دل 🍃

نورش عوض شده اما حسش نه ..😉
نورش عوض شده اما حسش نه ..😉

نوشته‌هام از دل میان، از ته دل...

با اینکه ساده مینویسم، اما هر بار که دفترم رو باز می‌کنم

جمله‌ها دوباره برای خودم هم تازگی دارن و اشک توی چشمام جمع میشه و بهم انرژی میدن؛

و دوباره منو میبره به خاطرات ....

نوشته‌هام خیلی ساده‌ان

واقعی بی‌تظاهر و بی‌سروصدا

شاید توی این همه هیاهو

اصلا دیده نشن ، اما برای من

همین سادگی‌شون با ارزشه هر جمله،هر خط،یه راهه

برای سبک شدن ذهنم برای رها کردنِ حس‌هایی

که نیازی به دیده شدن ندارن.

دو سالِ که توی خلوتم مینویسم

روزهای آروم و روزهای شلوغ.

سه ساله از پیوند کلیه میگذره اما تازه چند ماهه به یک آرامشِ ذهنیِ نسبی رسیدم؛

نه آرامشی بدونِ دغدغه،

بلکه آرامشی که بعد از کلی اتفاق و فشارِ روحی،

چالش‌هاش کمی کمتر شده،

کابوس‌ها و ترس‌هاش آروم‌تر شدن،

بعد از شش سال درد و رنج،

مدت‌ها در سکوت بودم… همین خلوتِ خانه وقتی حتی از نظر پزشکی هم مجاز نبودم به داروهای آرام‌بخش پناه ببرم، مجبور شدم آرامشم رو از درونِ خودم بسازم 💫

ترجیح دادم در سکوت و خلوتم بمانم دور از هر گونه شلوغی ؛ بعد از کلی تمرینات ذهن که بصورت مستمر انجام میدادم تازه غبار افکار پراکنده کمی کنار رفته

و همچنان تمریناتم ادامه داره..شاید به همین خاطره که حالا میتونم بنویسم،و این نوشته‌ها از دلم میان بیرون،

یه جور تخلیه ذهنیه،یه نفس راحت بعد از سال‌ها سنگینی. هر وقت دفترم رو باز میکنم و با خودم تنها میشم،برای دلم مینویسم، برای خودم میخونم،

برای خودم ذوق میکنم و با وسواس ویرایشش میکنم.

چند روز بعد دوباره برمیگردم میخونمش،

و شاید یه حرف تازه از دلم اضافه کنم.

حتی همین نوشته ممکنه باز هم یه کلمه‌اش عوض بشه…

نوشتن برای من نه مسابقه‌ست،نه برای دیده شدنه

و نه برای لایک، برای دلم مینویسم🍂

و اینجا فقط برای یادگاری ثبتش میکنم.

نوشتن برام یعنی نفس کشیدن،

یعنی کنار اومدن با خودم، یعنی پذیرفتن چالش‌ها

و شکرگزار بودن برای لحظه‌های کوچیک و بزرگ زندگی ⭐️

اینا فقط جملات نیستن؛ خاطره‌ان، دردن، زندگی‌ان

چون از دلِ یه آدم رنج کشیده بیرون اومده،

دلم نمیخواد حرف‌های دلم تبدیل بشن به یه پست عادی توی فضای مجازی.

همیشه بدم میومد در اینستاگرام به اشتراک بذارم

که افراد از سرِ بی‌حوصلگی یا عادت، فقط رد بشن و لایک کنن 🍂

همه اهل دل نیستن ؛ اینو خوب میدونم،

اما ویرگول که به تازگی باهاش آشنا شدم،

حس کردم مخاطبانِ اینجا اهل دل هستن

اینجا هستن برای نوشتن و خواندن.

اینجا احساس میکنم همون جایی هست که میتونم خودم باشم، پس از این بابت خیلی خوشحالم حتی اگر

ده سال دیگه هم بگذره میدونم بالاخره یه جایی حرفای دلم به ثبت میرسه.

به طور مثال همین قدر که کسی وقت میذاره و کتاب میخره و مطالعه میکنه

یعنی دلش اهلِ احساسه و داره برای اون حس ارزش قائل میشه.

منم دلم میخواد دفترم که پر است از واژه‌های درد و امید و اشک،

یه روز به کتابچه تبدیل بشه

برای دل‌هایی که بیدارن؛ برای آدم‌هایی که میفهمن نوشتن با غم و رنج یعنی چه ...!!

توی این دنیا هر چیزی انرژی داره و هر انرژی بهایی داره،

چه از نظر مالی چه احترام و ....

و من نوشته‌هایم را به چشم‌های بی‌تفاوت نمیسپارم.

امید دارم روزی برسه که حرف‌هام،

همان‌هایی که با اشک نوشتم و با دل،

مدت‌هاست نگه‌شون داشتم،

اون قدر زیاد بشن که آرام آرام به کتابی تبدیل بشن

از دل، برای دل‌هایی که شبیه من احساس رو زندگی میکنند .

همین .. ✍️

پایان.

دلنوشتهخودشناسیذهنآرامشنوشتن
۳۳
۲۳
مرضیه قاسمی نژاد
مرضیه قاسمی نژاد
گاهی برای دلم می‌نویسم 🖍 نه همیشه خوشحال، نه همیشه غمگین؛ دلنوشته‌هایم ✍️ از غم و نور⭐️ دیدن و سپاس از لحظه‌های کوچک و تمرینِ بودن در لحظه 🧘 💫🌿 بی‌جنگ؛ بی‌فرار 🤍🔮
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید