امروز غمگینم ، گویی امواجِ تاریکی به قلبم هجوم آوردهاند.
دیروز اما شاد بودم و چون دیوانهها، رقصکنان صبح را به شب رساندم.
حالی بیاحوال دارم؛
حالی از جنسِ نپرسیدن ها..
که گاهی با رقص،
گاهی با سکوت و لبخند ،
گاهی با امید و انگیزه،
و گاهی با گریه و اشکی که چاشنی این دل است، خود را نشان میدهد.