ویرگول
ورودثبت نام
هانیه براتی
هانیه براتیسلام! من هانیه هستم. عاشق شعر و نوشتنم و دوست دارم احساسات و داستان‌های قلبمو با شما به اشتراک بذارم. امیدوارم نوشته‌هام براتون دل‌نشین باشه و بتونه لحظه‌های خوبی براتون بسازه.
هانیه براتی
هانیه براتی
خواندن ۱ دقیقه·۱۲ روز پیش

«وفادارتر از تو»

مشکلات از هر طرف احاطه‌ام کرده‌اند و من هنوز همان دختربچه‌ای هستم که گوشه‌ی اتاقش نشسته، زانوی غم را بغل گرفته و در سکوت، قطره‌قطره اشک می‌ریزد. اگر همه تغییر کرده باشند، من هیچ‌وقت تغییر نکرده‌ام.

امشب که شعرها و دلنوشته‌های قدیمی را ورق می‌زدم، تو آنجا بودی؛ لابه‌لای تمام حرف‌های از یاد رفته‌ام. پیش از تو، یادِ تو، آن رقیب قدیمی‌ات، آمده بود و جاپایت را در دلم محکم کرده بود.

حالا راز آن همه عاشقانه، راز آن همه گله و شکایت را می‌فهمم. آن زمان کسی نبود، اما من حضور کسی را در قلبم حس می‌کردم و با او سخن می‌گفتم. او تو بودی.

عجیب نیست که تا دیدمت، خنده بر لبانم نقش بست؛ قلبم تو را شناخته بود.

اما اگر بخواهم کمی صادق باشم، یادِ تو از خودِ تو وفادارتر است. تو مرا در تاریک‌ترین لحظه‌های زندگی‌ام رها کردی، اما او هرگز فراموشم نکرد.

و اگر بخواهم کمی صادق‌تر باشم، به خاطر همین همیشه‌بودنش، او را کمی بیشتر از تو دوست خواهم داشت.

می‌بینی؟ حتی همین حالا که خواهش‌کنان از او می‌خواهم از ذهنم بیرون برود و برای لحظه‌ای تنهایم بگذارد، سر جایش ایستاده است؛ چون سروی استوار که هیچ بادی توان تکان دادنش را ندارد.

و من او را به خاطر همین یک خصلت، بیشتر از تو دوست دارم.

اگر امشب بمیرم، او نیز همراه من خواهد مرد؛ او تا این اندازه وفادار است.

می‌دانم تو نیز درباره‌ی من همین را خواهی گفت. می‌دانم که یادِ من هم برای تو، وفادارتر از خودِ من خواهد بود.

اما عزیز من، تمام واقعیت در همین لحظه خلاصه می‌شود؛ در این پرسش که آیا من و تو نیز به اندازه‌ی یادهایمان به یکدیگر وفادار خواهیم ماند، حتی اگر فرسنگ‌ها میانمان فاصله افتاده باشد؟

دلنوشتهعاشقانهخاطرهدلتنگی
۰
۰
هانیه براتی
هانیه براتی
سلام! من هانیه هستم. عاشق شعر و نوشتنم و دوست دارم احساسات و داستان‌های قلبمو با شما به اشتراک بذارم. امیدوارم نوشته‌هام براتون دل‌نشین باشه و بتونه لحظه‌های خوبی براتون بسازه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید